تریتیکاله

ترتيكاله          triticale

ترتيكاله از تلاقي گندم و چاودار به عنوان والد به وجود امده است. چاودار دهنده و گندم گيرنده گرده است. درواقع اسم ترتيكاله از جنس والد ها گرفته شده است يعني  Secale    و Triticum   چون ترتيكاله به اساني با گندم تلاقي پيدا مي كند لذا يك جنس محسوب مي شود و به ان گندم چاودار يا Triricum Secalum  يا همچنين چاودم نيز گويند و جزء غلات سردسيري است. مقدار پروتئين لايسين و اسيد امينه هاي گوگرد دار در ان بيشتر از گندم است. مهم ترين كشور هاي توليد كننده ترتيكاله، امريكا، روسيه، استراليا، كانادا، ارژانتين و چين است . با اين كه تيپ بهاره و پاييزه دارد اما بيشتر پاييزه كشت مي شود. از ترتيكاله به عنوان غله و علوفه استفاده مي شود. داراي سازگاري بهتر نسبت به والدين است. در ايران از سال 1350 تحقيقات روي اين گياه شروع شده است.

 

طبقه بندي :

الف – طبقه بندي زراعي : كه به تيپ هاي بهاره و پاييزه تقسيم مي شوند

ب – طبقه بندي كروموزوم : ترتيكاله هاي اوليه داراي فرم هاي تتراپلوئيدي ( تلاقي گندم و چاودار ديپلوئيد ) هگزاپلوئيد ( تلاقي گندم تتراپلوئيد با چاودار ديپلوئيد ) و اكتا پلوئيد يعني از تلاقي گندم هگزاپلوئيد با چاودار ديپلوئيد . چون كروموزم هاي ترتيكاله از دو جنس مختلف هستند يك نوع ناسازگاري ژنتيكي بين انها وجود دارد و به علت همگن نبودن كروموزم ها بعضا يك گياه عقيم به وجود مي ايد.

ج- ترتيكاله هاي ثانويه : از تلاقي تريتكاله هگزاپلوئيد اوليه باهم و يا اكتاهاي اوليه باهم بوجود مي ايد .

بوتانيك ترتيكاله :

گياهي خود بارور است تا 40% دگر باروري را از چاودار به ارث برده است. سنبلچه مركب بوده و تعداد انها از تعداد سنبلچه هاي گندم و چاودار بيشتر است( بين 25 تا 40 عدد ) تعداد گلچه بين 3 تا 5 عدد و به طور متوسط 3 عدد از انها به دانه تبديل مي شود. قسمت بالاي سنبله مثل سنبله چاودار كرك دار است و طول سنبله اكتاپلوئيد طويل تر است. دانه هاي ترتيكاله بزرگ و چروكيده است.

سازگاري :  شرايط اكولوژيكي مثل ساير غلات دانه ريز بخصوص گندم و چاودار است . اما در شرايط نامساعد سرما و خشكي و خاك فقير و اسيدي بهتر از ساير غلات است.

 

اسپرس

اسپرس:

گیاهی است از خانواده لگومینوز و از جنس Onobrychis . این جنس حدود 100 گونه دارد که اسپرس نیز یکی از آنهاست. این گیاه بومی نواحی دریایی مدیترانه و جنوب فرانسه میباشد که در گذشته علف مقدس معروف بوده و در مناطق مختلف ایران به نام های نتفاوت شناخته میشود مثلا در آذربایجان خشه در مازندران اسپری میگویند.

اسپرس دارای سه زیر گونه مهم است

1- اسپرس سنگلاخی (Onobrychis arenaria )

در نواحی سنگلاخی رشد کرده و در خاک های آهکی نیز عملکرد مطلوبی دارد بیشتر در اروپا کشت میشود

2- اسپرس کوهی (Onobrychis mountana )

درنواحی کوهی و در خاک های آهکی رشد میکنند.

3- اسپرس زراعی (Onobrychis sativa )

اینگونه در زمین های آهکی رشد خوبی ندارد

اسپرس گیاه علوفه ای بسیار خوبی است و در نقاطی که کشت یونجه و شبدر موفقیت چندانی ندارد عملکرد مطلوبی را تولید می کند.ترکیب ارزش غذایی آن هم ردیف یونجه ولی از نظر پروتئین قابل هضم و واحد نشاسته ای کمی پایین تر از یونجه قرار دارد .در طول تتاریخ هرگز توسط سرخرطومی یونجه مورد همله قرار نگرفته و هرگز ایجاد نفخ نکرده است.

اسپرس گیاهی است خوش خوراکی و گاوها و گوسفند ها آن را با اشتهای تمام در یونجه ترجیح میدهند .

گیاه شناسی:

گیاهی است چند ساله با ریشه های ضخیم که میتتواند تا عمق M 3-2 در خاک نفوذ کند. ساقه های تو خالی و کرک دار و یا بدون کرک میتواند تا ارتفاع 1 متر برسد.

برگهای لپه ای ساده برگ های دوم و سوم سه برگچه ای و برگهای اصلی مرکب شانه فرد

تعداد برگچه ها بین 30-12 جفت با یک تکی میباشد.

گل آذین خوشه ای و سنبل مانند که گل ها در آن به رنگ قرمز یا ارغوانی بوده و از پایین به بالا شروع به شکفتن میکند.

گیاهی است دگر گشن و عامل گرد افشانی حشرات به ویژه زنبور عسل میباشد. به دلیل اینکه در این گیاه بر عکس یونجه عمل TRIPPINGبرای تولید بذر لازم نیست لذا بذر گیری از این گیاه آسان تر از یونجه میباشد .

میوه اسپرس نیام خاردار است و این خارها به هنگام بوجاری موجبات ایجاد مزاحمت هستند. دانه لوبیایی شکل و قهوه ای رنگ است و قوه نامیه خود را در سال سوم تا حد زیادی از دست میدهد وزن هزار دانه با نیام 22-17 گرم و بدون نیام تقریبا13گرم است.

خاک های مناسب :

این گیاه در خاک های اسیدی نمیتواند محصول خوبی تولید کند و در PHهای کمتر از 6 رشد و نمو متوقف میشود.بهترین خاک بومی عمیق و کمی آهکی است .

آب و هوای مناسب :

دمای اولیه برای جوانه زنی 10-9 درجه سلسیوس و از زمانی که جوانه میزند تا زمانی که به گل میرود 14 هفته به طول می انجامد .

اسپرس پس از آنکه 6 ماه از دوران رشد آن گذشت در مقابل سرما به خوبی مقاومت نموده وپس از ریشه دواندن در مقابل خشکی نیز استقامت دارد.

کاشت:

اسپرس معمولی یا SATIVA دو تیپ زراعی دارد که به انها اصطلاحا یک چینه و دو چینه میگویند.

تفاوت بین این دو تیپ این است که انواع یک چینه یا دیر رس در سال اول کشت محصول تولید نمیکند اما از سال دوم به بعد هر سال یک چین پر محصول میدهد.

ارقام دوچینه در ساله اول یک چین و از سال دوم به بعد هرساله دو چین تولید میکند.

اسپرس از سال سوم به بعد است و به علت غلبه علف های هرز در مزرعه با کاهش شدید عملکرد روبه رو میشود.

مزرعه ای را که برای کشت اسپرس در نظر میبگیرند باید همانند یونجه کاری از علف های هرز باشد.چرا که اسپرس نیز در اوایل رشد از سرعت بطئی برخوردار است این گیاه همانند یونجه میتواند به صورت پاییزه کشت شود ولی کشت بهاره مرسوم و رایج است.

اگر اسپرس به صورت مخلوط با یکی از گراس ها کاشته شود حتما تاریخ کشت بهاره خواهد بود.

در کشت بهاره در پاییز زمین را به عمق 25-20 سانتیمتر شخم میزنند. در بهار یکی دو هفته قبل از کاشت شخم سطحی عمود بر شخم قبلی به غیر مناطق شیب دار زده و از دیسک و ماله استفاده میکنند.

مقدار کود مورد نیاز:

1- ازت : چون اسپرس ریز و بیوم فعال کمتری دارد لذا در زمان کاشت و به صورت سرک در سال اول کلا 200-150 کیلوگرم در ساعت ازت مصرف میکند بعد از برداشت هر چین 50 کیلوگرم در ساعت نیز به مزرعه اضافه میکنند.

2- فسفر و پتاس: بر اساس آزمایش خاک میزان بذر مصرفی با نیام 15-70 کیلو گرم در ساعت بدون نیام 10 کیلوگرم در ساعت در کشت ردیفی فاصله ردیف ها 30 سانتی متر و هرچه تراکم بیشتر باشد علوفه خوس خراکتر خواهد بود در کشت مخلوط اسپرس با یونجه 12 کیلوگرم یونجه با 60 کیلوگرم اسپرس در هکتار بذر ممصرف میشود .

داشت : شامل واکاری ، کود دهی ، آبیاری ، و مبارزه با آفت ، بیماری ها و علف های هرز میباشد.

1- در بعضی مواقع قسمت های از مزرعه در اثر منظم نبودن آبیاری نرسیدن آب سله بتن خاک و وجود علف های هرز به خوبی سبز نمیشود در این صورت قسمت های سبز نشده را با بیل یا شن کش خراش داده و اقدام به بذر پاشی میکنند .

2- آبیاری : نوبت های آبیاری را طوری تنظیم میکنند که بلافاصله بعد از هر چین برداری آبیاری انجام میشود

3- آفات و علف های هرز : مهمترین آفت این گیاه شته است که برای مبارزه با سم متاسیستوکس

برداشت : اسپرس یک چینه در سال اول کاشت بر روی زمین پهن میشود و از سال دوم به بعد رشد خوبی داشته و میتوان آن را در صددرصد گادهی نیز برداشت نمود.

 

 

ذرت

ذرت Corn , maize , zea mays  :

ذرت يكي از غلات مهم و پر محصول و داراي اهميت در تغذيه مي باشد. از نظر سطح كشت بعد از گندم و برنج سومين غله به حساب مي ايد و بيش از 45 درصد ذرت دنيا در امريكا توليد مي شود. مهمترين مناطق كشت ذرت در ايران استانهاي مغان ، اردبيل ، مازندران ، گرگان و اطراف تهران مي باشد . بنا به امار سال 1382 سطح كشت ذرت دانه اي در ايران حدود 210 هزار هكتار بوده كه نزديك به 2 ميليون تن عملكرد دانه داشته است بيشترين سطح كشت مريوط به استان فارس در حدود 100 هزار هكتار بوده كه توليد ان بيش از 6 هزار تن ذرت دانه اي بوده كه مقام اول كشوري را دارد. ذرت به عنوان گياه دنياي جديد شناخته شده كه حدود 3 هزار سال قبل از ميلاد در امريكاي جنوبي وجود داشته و بع از سفر كريستف كلومب يعني در 1494 ميلادي از كوبا به اروپا و از انجا به اسيا منتقل شد.

طبقه بندي ذرت :

الف – از لحاظ ارتفاع ساقه

ب – از روي دوره رشد( كه به ارقام زود رس ، متوسط رس و دير رس يعني بين دو ماه تا 330 روز دوره رشد متغير دارند )

ج – از روي رنگ دانه به رنگ هاي سفيد ، بنفش و غيره

د – طبقه بندي از روي شكل ظاهري ، كيفيت دانه و غيره . . .

ذرت ها بر حسب اندوسپرم، تركيبات دانه و كيفيت ان به هشت  گروه طبقه بندي مي كنند:

1 – ذرت دندان اسبي  )   dent corn    ): نشاسته در اين نوع از دو فرم نشاسته نرم كه در قسمت وسط و انتهاي دانه و نشاسته سخت يا سفت در اطراف دانه قرار دارد. مو قعي كه ذرت مي رسد يا هين رسيدن دانه به دليل از دست دادن اب يك مقدار در قسمت بالاي دانه فرو رفتگي ايجاد مي شود و تقريبا شبيه دندان مي شود كه به ان دندان اسبي مي گويند. اين ذرت  در سطح وسيعي از دنيا كشت مي شود و اكثرا دير رس بوده و حرارت زيادي نياز دارد و عملكرد بالايي دارد رنگ دانه سفيد و زرد، وزن هزار دانه بين 300 تا 500 گرم و به علت داشتن شاخ و برگ زياد جهت علوفه و سيلو نيز به كار مي رود.

2     - ذرت بلوري( ذرت سفت يا كهربايي يا Flint corn   ): دانه هاي ان سفت و شفاف بوده و نشاسته سفت كاملا اطراف دانه واطراف  نشاسته نرم را احاطه كرده است. دانه به شكل كروي و براق است. پنجه زني زيادي دارد نسبت به دندان اسبي زود رس است در مناطق معتدل كشت مي شود و از دانه هاي ان براي تغذيه دام استفاده مي شود. وزن هزار دانه ان 70 تا 100 گرم است.

 3- ذرت اردي يا نرم( Floore Corn   ) : اندوسپرم كاملا از نشاسته نرم درست شده و نشاسته سفت فقط به صورت لايه نازك در اطراف ان وجود دارد و مورد استفاده ان در كارخانه جات نشاسته سازي و الكل است . دانه ها اغلب كوچك هستند به رنگ سفيد يا ابي و تقريبا كروي و نسبت به بقيه حساس به بيماريهاي قارچي هستند عملكر انها از ذرت هاي مذكور كمتر است.

4- ذرت شيري( sweet Corn  ) : اندوسپرم داراي قند زيادي است كه به قند ان اميلو دكسترين گفته مي شود كه در اب محلول است و در تهيه كنسرو به كار مي رود و مصرف خوراكي دارد. دانه هاي ان كروي است و بخش عمده اين ذرت در امركاي شمالي توليد مي شود.

5- ذرت بوداده( Pop Corn     ) : دانه هاي اين نوع ذرت ريز و نوك تيز است و همه اندوسپرم از نشاسته سخت تشكيل شده است وقتي كه حرارت مي بيند اب داخل ان تبخير مي شود و باعث متلاشي شدن دانه و اندوسپرم به شكل توده سفيد و اسفنجي ظاهر مي شود. معمولا نوع هيبريد انها هنگام تركيدن تا 50 برابر حجم اوليه مي شود.

  6- ذرت مومي( Waxy Corn   ) :  نشاسته اين نوع ذرت به صورت يكنواخت و نرم  وكاملا از اميلو پكنين تشكيل شده در حالي كه در بقيه ذرت ها يك سوم نشاسته اميلوز ميباشد. به علت وجود ماده چسبناك  در دانه هاي ان كه نشاسته را به حالت چسبنده در مي اورد در كارخانجات از ان چسب درست مي كنند.

7-   ذرت غلاف دار(  ( Pod corn  :      شكل اين ذرت با بقيه فرق مي كند جرا كه هر دانه به وسيله غلاف شامل دوگلوم پوشيده شده است. حالت تجاري ندارد. و اندوسپرم ان ممكن است مانند يكي از ذرت هاي مذكور باشد . اين ذرت را به عنوان جد ذرت هاي امروزي مي شناسند.

8 – ذرت اپك 2 ( Opaque 2 ): كه از متاسيون ذرت دندان اسبي به بوجود امده و در ان مقدار اسيد امينه هاي لايسين و تريپتوفان افزايش پيدا كرده است. از انجايي كه يكي از مشكلات پروتئين ذرت كمبود اين دو اسيد امينه است لذا كيفيت پروتئين اين ذرت در بالاترين حد خود بوده و به ان ذرت كيفيت دار پروتئيني مي گويند . البته عملكرد ان كمتر از ذرت دندان اسبي است .

 

 

اكولوژي ذرت:

1 - دما: ذرت يك گياه C4 بوده و مخصوص مناطق گرم است به طوري كه اگر در تابستان متوسط درجه حرارت شبانه كمتر از 12 درجه باشد اين گياه دچار  مشكل مي شود . متوسط درجه جوانه زني در ارقام مختلف 10 درجه است. در طول دره رشد مناسبترين دما بين 20 تا 30 درجه سانتي گراد مي باشد . البته دماي خيلي زياد و رطوبت نسبي كم در گرده افشاني و لقاح تاثير نامطلوب دارد. اگر در زمان سفت شدن دانه حرارت بيش از 35 درجه باشد دانه ها چروك مي شوند و حاشيه برگ ها نيز به حالت سوخته در مي ايد

2 – رطوبت: ذرت به اب زيادي احتياج دارد زراعت ديم ان در مناطقي كه بارندگي بيش از 600 ميلي متر باشد امكان پذير است .

3 – طول روز: به طور طبيعي يك گياه روز كوتاه به حساب مي ايد. روز هاي بلند سبب افزايش دوره رويشي مي شود

4 – خاك: در انواع وسيعي از خاكها كشت ميشود اما بهترين خاكها ، خاكهايي داراي بافت متوسط لومي وحاصل خيز است . ph مناسب براي رشد بين 5.5 تا 7 است اما در خاك هاي قليايي درصورت وجود اب محصول خوبي توليد ميشود.

5 – تناوب: تداوم كشت ذرت در مقايسه با ساير غلات به شرط تامين نياز هاي گياه چندتن مشكل ساز نيست اما براي وصول به مزاياي تناوب بهتر است از تناوب هاي 2 ، 3 و يا 4 ساله استفاده گردد. از تناوب دو ساله مي توان ، ذرت و گندم يا جو و از تناوب سه ساله به تناوب ذرت ، گندم و يك گياه لگوم مثل شبدر يا ذرت و سيب زميني ، توتون و چقندر قند توليد كرد .

6 – كاشت: در كاشت ذرت اولين مورد انتخاب بذر است كه بايستي عملكرد بالا ، مقاومت بيشتر به افات و بيماريها و ورس ،زود رس بودن ، بالا بودن كيفيت دانه در نظر گرفته ميشود. همچنين بايد از ارقامي استفاده كرد كه توليد پنجه نكند چرا كه پنجه ها توليذ بلال نمي كنند و اگر هم توليد كنند در انتهاي ساقه بوده كه به بلال تاجي معروف است . همچنين بايد از ارقامي كه بلال كمتري توليد مي كنند استفاده كرد. اما بعضي از ارقام به طور طبيعي به علت خصوصيات ژنتيكي و تراكم كم و ساير عوامل توليد بلال بيشتري مي كنند كه به انها پرولفيك مي گويند . پس از تهيه زمين مي توان ذرت را به صورت مكانيزه خطي با بذر افشان براي ذرت دانه اي به مقدار 19 تا 20 كيلو گرم در هكتار بذر مصرف كرد اما اگر هدف علوفه سيلويي باشد مقدار بذر تا 25 كيلو گرم نيز افزايش پيدا مي كند . در ذزت هاي علوفه اي حتي تا 100 كيلوگرم نيز بذر مصرف مي شود . معمولا در زراعت ذرت تعداد بوته در هكتار تا 100 هزار عدد هم قابل افزايش است كه نسبت به اهداف كشت متغير مي باشد . عمق كاشت به طور متوسط 3 تا 7 سانتي متر در نظر گرفته مي شود كه در شرايط اب و هوايي متفاوت است . معمولا كاشت به صورت هيرم كاري است كه به صورت دست كاري يا بذر افشان مي توان استفاده كرد . از نظر زمان كاشت وقتي كه در عمق 10 سانتي متري خاك دما حدود بالاي 10 درجه باشد ميتوان كشت را اغاز كرد. تراكشت ذرت سبب ميشود كه گرده افشاني و تشكيل گل اذين قبل از شروع گرماي تابستان اغاز شود و در ايران در مناطق گرم كشت ذرت در اواست بهمن ماه ، در مناطق معتدل اوايل ارديبهشت، در مناطق سرد اوايل خرداد كشت ميشود. از نظر ابياري معمولا بسته به شرايط نياز ابي متفاوت است اما حساسترين مرحله ذرت به كمبود اب زمان تشكيل گل است . تحقيقات نشان داده اگر ذرت به مدت 7 روز قبل از ظهور گل اذين تاجي در تنش كمبود ابي قرار گيرد 25 درصد كاهش محصول، اگر در هنگام تشكيل گل دچار اين عارضه شود 50 درصد كاهش محصول و كمبود اب پس از گرده افشاني بالاي 20 درصد كمبود محصول خواهد داشت . براي عملكرد ايده ال ابياري بايستي و قتي كه رطوبت قابل استفاده در حدود 50 درصد در اطراف ريشه باشد ابياري انجام مي كيرد. ذرت براي توليد يك گرم ماده خشك 370 گرم اب از طريق تعرق از دست مي دهد و براي توليد يك گرم دانه تا يك ليتر اب مصرف مي شود . همچنين در ارتباط با موارد فيزيولوژيكي ذرت مي توان گفت مواد ذخيره اي اندوسپرم بذر رشد گياهچه را تا مرحله چهار برگي پشتيباني ميكند و از اين مرحله به بعد ذرت از حالت هتروترف به صورت اتوترف در مي ايد در بين گياهان زراعي چهار ذرت حساسيت زيادي به تنش هاي محيطي دارد به طوري كه به شوري و شرايط غرقابي و كمبود اب حساس است و خاك مزرعه بايد داراي زهكش باشد بذر ذرت فاقد دوره درمانسي است و وزن هزار دانه ان بين 100 تا 400 گرم متغير است. 85 در صد وزن دانه هاي ذرت در جريان پر شدن دانه از فتوسنتز برگهاي بالايي تامين ميشود. برگهاي زيرين وظيفه تامين هيدراتهاي كربن بخش هاي پايين ساقه و ريشه را بر عهده دارد.عملكرد ذرت دانه اي بين 15 تا 20 تن در هكتار، ذرت سيلويي 50 تا 100 تن در هكتار و ذرت علوفه اي 20 تا 30 تن در هكتار مي باشد.

نياز كودي ذرت: ذرت گياه نيتروپزوتيو ميباشد گرچه جذب ازت توسط ريشه تقريبا در تمام دوره رشد انجام مي گيرد . اما در زمان ظهور گل اذين نياز به ازت به حداكثر نياز خود مي رسد. به طور كلي ذرت دو هفته قبل از گل دادن و سه هفته پس از ان حداكثر نياز به ازت را دارد يكي از مراحل مهم نياز به ازت مرحله knee stage  يا مرحله زانو يعني وقتي كه ارتفاع بوته به 45 سانتي متري مي رسد اگر در اين مرحله گياه دچار كمبود ازت شود تعداد دانه در رديف كم مي شود در نتيجه عملكرد نهايي افت پيدا مي كند . به طوري كه دادن ازت براي جبران كمبود پس از اين مرحله سودي ندارد . با افزايش ازت در ذرت عملكرد دانه بيشتر از كاه و قسمت هاي سبزينه گياه افزايش پيدا مي كند ( بر خلاف ساير موارد ).  ازت به شكل نمك هاي المينيوم و غيره قابل جذب است و لي بهترين فرم فرم نيترات است . براي يك هكتار مزرعه ذرت به طور متوسط 200 كيلو ازت خالص لازم است در ايران بيش از 300 كيلو اوره مصرف مي شود . اگر در فصل پاييز حدود 40 تن در هكتار كود حيواني پوسيده به زمين داده شود ، مقدار كود شيميايي مصرفي پايين مي ايد.

پتاسيم:  ذرت به پتاسيم واكنش مثبت نشان مي دهد و جذب ان تا ظهور كاكول ادامه پيدا مي كند در حالي كه جذب ازت و فسفر تا تشكيل ماده خشك ادامه دارد . براي توليد 100 كيلو ذرت حدود 2 كيلو گرم پتاس خالص از زمين خارج مي شود . معمولا مقدار پتاس در حدود 100 كيلو گرم در هكتار پيشنهاد مي شود كه به صورت سلفات پتاسيم به زمين داده مي شود.

كود فسفره: فسفر معمولا در تمامي مراحل رشد گياه جذب مي شود . اما در مراحل اوليه و بعد گل دهي گياه به فسفر نياز بيشتري دارد . به طوري كه تا 70% فسفر از زمان تلقيح تا تشكيل دانه ها جذب مي شود . معمولا براي توليد 100 كيلو ذرت ، به طور متوسط 1.5 كيلو فسفر خالص به صورت   P2O5از زمين خارج مي شود. لذا در هر هكتار بين 100 تا 150 كيلو فسفر نياز است . و معمولا 200 تا 300 كيلو فسفات امونيوم در هكتار توصيه مي شود به طور كلي و متوسط مي توان گفت 200 كيلو گرم ازت، 100 كيلو فسفر، 50 كيلو پتاس در هكتار قابل توصيه است كه ازت به صورت سرك مصرف مي شود . يعني نصف كود ازت در زمان كاشت و 25% در صد در مرحله knee stage و 25% بقيه در زمان تشكيل گل تاجي مصرف مي شود.

برداشت:  به طور كلي كاشت ذرت در دنيا به مظور هاي زير انجام گرفته و طبيعتا زمان و نحوه برداشت تابع احداف كاشت خواهند بو كه عبارتند از ذرت سيلويي ، ذرت دانه اي ، بلال ، علوفه سبز و مصارف صنعتي.

الف – برداشت به منظور سيلو: ذرت به دليل داشتن قند هاي قابل تخمير بهترين گياه براي سيلو است و يكي از علوفه هاي زود هضم و پر انرژي براي گاو هاي شيري و گوشتي مي باشد . گرچه ذرت هنگام گل كردن از نظر علوفه بسيار مرغوب است . اما از نظر عملكرد در مرحله شيري و خميري بيشترين عملكرد را دارد . مخصوصا در ارقام زود رس . ارقام دير رس را مي شود تا مرحله رسيدگي نز برداشت كرد به شرطي كه ساقه و برگ هاي ان سبز باشد و رطوبت گياه حدود 60% باشد . گياه را پس از انتقال به سيلو در هر مرحله به طول 20 سانتي متر بخش كرده و فشرده مي كنند. پس از پر شدن سيلو ان را با خاك و يا با پلاستيك مي پوشانند و مواد سيلو شده پس از 3 تا 5 هفته كاملا تخمير شده و اماده مصرف است . براي اينكه مقدار پروتئين سيلو افزايش پيدا كند مي توان ذرت را به نسبت 20% با يكي از لگوم ها مخلوط كرد و سيلو كرد . همچنين بهتر است به ازاي هر تن ذرت سيلو شده 5 كيلو گرم اوره به صورت محلول نيم درصد اضافه شود . اگر برداشت براي دانه باشد بايد محتويات دانه سفت شده اگر با ناخن روي دانه فشار وارد كنيم فرو رفتگي ايجاد نمي شود . هنگامي با كمبين برداشت مي شود كه رطوبت دانه بين 25 تا 18 % باشد . اگر زود تر برداشت شود ممكن است به جنين بذر اسيب وارد شود. اگر حدف از برداشت علوفه سبز باشد زمان برداشت قبل از گل دهي است كه محصول علوفه سبز به طور متوسط 25 تن در هكتار خواهد بود.

ماشين هاي براشت :

 1- ذرت كن Snapper :  اين ماشين ها بلال ها را از روي ساقه جدا مي كنند و به همان صورت در داخل كاميون مي ريزند 

  2- ذرت چين پوست كن Picker buckers  : اين ها علاو بر اينكه بلال را از روي ساقه جدا مي كنند ، پوشش بلال را نيز از روي بلال جدا مي كنند. 

3- ذرت چين دانه كش Picker shellers   : علاو از كار هاي دستگاههاي فوق دانه را نيز از روي بلال جدا مي كند.

 4 – كمباين غلات مجهز به head  ذرت يا دماغه ذرت Corn head  : كه يك قسمت ذرت را مي كند و قسمت ديگر ان را به كوبنده دستگاه منتقل مي كند. 

5- Choppers  : اين دستگاه تمام اندام هاي هوايي ذرت را براي سيلو كردن از نزديكي زمين چيده و به قطعات كوچك تقسيم كرده و در داخل كاميون قرار مي دهد.

 

سیب زمینی

سیب زمینی

 

  غده بندی: هورمون لازم براي تحريك و شروع غده بندي در برگه و تحت تأثير روزهاي كوتاه توليد مي‌شود. هر چه رقم ديررس‌تر باشد نسبت به طول روز حساستر و غده بندي آن در روزهاي بلندتر به تاخير بيشتري مي‌افتد.

سيب زميني :  

سيب زميني با نام علمي solanum tuberosum        ونام انگليسي potato       يكي از گياهان غده اي است كه در مقايسه با ساير گياهان زراعي از نظر اهميت در دنيا بعد از غلات نقش مهمي را در تغذيه ي مردم دنيا ايفا مي كند.سيب زميني بومي آمريكاي جنوبي و اصل آن از كشور پرو مي باشد. در زمان هاي قديم گونه اي از اين گياه به نام solanum andegina       براي اولين بار از آمريكاي جنوبي به اسپانيا برده شد و در طي قرن 18 از اين كشور به سراسر اروپا گسترش يافت .در ابتدا كشت سيب زميني فقط در مناطق محدودي از اروپا در كاخ هاي سلطنتي ومنازل به عنوان گياه زينتي مرسوم بوده است و طبق شرايط براي اولين بار در كشور ايرلند به منظور تغذيه مورد كشت وزرع قرار گرفت.اين گياه حدود 220سال پيش سيرجان ملكوم سفير دولت انگليس در ايران به فتحعلي شاه قاجار هديه و ابتدا در مرحله پشند واقع در اطراف تهران كشت گرديد. 

 

 

گیاهشناسي:

سيب زميني گياهي است يكساله از تيره سولانا سه solanaceae       وجنس solanum       گونه هاي وحشي و زراعي سيب زميني كه شامل اين جنش هستند در حدود 2000گونه را شامل مي شوند ولي تنها 150گونه از آن توليد غده مي كند. 

 ريشه:

  سيستم ريشه افشان و نا به جاست ريشه هاي مربوط به غده هاي بذري از محل جوانه ها تشكيل ودر عمق و اطراف سطح خاك پراكنده مي گردند ساقه هوايي از بالاي ريشه ها خارج مي شود.حدود 90 در صد فعاليت جذبي ريشه ها تا عمق حداكثر 60سانتي متر اتفاق مي افتد به همين جهت سيب زميني به عنوان گياهان با ريشه هاي سطحي شناخته مي شود. 

ب) ساقه:

سيستم ساقه در سيب زميني شامل ساقه به اضافه ي استولون به اضافه غده مي باشد ساقه هوايي از جوانه هاي موجود در روي غده به وجود مي آيد لذا از هر غده يك يا چند ساقه اصلي  بوجود مي آيد گياهاني كه از بذر حقيقي بوجود آمده اند داراي يك ساقه اصلي مي باشند.يكي از بارزترين مشخصات ساقه در سيب زميني اين است كه هم در سطح خاك وهم در زير زمين توليد ساقه مي كند از ساقه هايي كه از روي گره هاي بخش زير زميني بوجود مي آيند بطور سنتي به نام استولون ياد مي كنند .stolone       اما از لحاظ ريخت شناسي ريزوم است از مشخصات ديگر ساقه هاي زير زميني اين است كه در شطح خاك قرار بگيرند به ساقه هاي هوايي تبديل مي شوند. 

ج) استولون:

اصطلاحا به استولون بند ناف نيز گفته ميشود.هر غده به وسيله استولون به شاخه اصلي متصل ومواد غذايي را از اين طريق جذب مي كنند. طول استولون ها معمولا كمتر از 15 سانتي متر بوده و به رنگ سفيد يا شيري ديده مي شود.پتانسيل توليد استولون و در نتيجه غده در هر بوته تا 30 عدد مي رسد ولي نهايتا 5تا 15 غده به مرحله برداشت مي رسند.غده هاي سيب زميني در نتيجه تورم نوك استولون بوجود مي آيند تعداد و طول استولون ها  به تراكم و شرايط رشد بستگي دارند. 

د)برگ:

برگها به صورت مركب شانه اي فرد ديده مي شود كه 2 تا 6 جفت برگچه ويك برگچه انتهایی تشكيل شده اند. 

ر)گل:

در اصطلاح گياه شناسي نوع گل آذين در سيب زميني از نوع گرزن است .گلها از 5 كاسبرگ و5گلربرگ بهم جوش خورده و5پرچم كوتاه به هم چسبيده رنگ گلها بسته به نوع رقم از سفيد ، آبي، آبي مايل به ارغواني ، قرمزمتمايل به بنفش متغير است. 

ميوه:

در گل هاي تلقيح يافته ميوه اي خوشه اي مانند تشكيل مي شود ميوه رسيده شبيه گوجه فرنگي و به رنگ سبز است كه بعدا زرد رنگ مي شود .در هر ميوه تا 150عدد بذر ديده مي شود سيب زميني گياهي خود گشن است و به دليل عقيمي دانه هاي گرده و تخريب تخمدان در شرايط زراعي به ندرت ميوه مي دهد به بذر ها اصطلاحا بذر حقيقي سيب زميني مي گويند.

 ك)غده:

  از نظر ريخت شناسي ساقه هاي تغيير يافته اي هستند كه عضو اصلي ذخيره اي بوده و بعنوان تكثير نيز مورد استفاده قرار مي گيرند. در يك غده 2بخش كاملا متمايز ديده مي شود: 

 1)تاج: بخشي از غده است كه تعداد جوانه ها يا چشم هاي سيب زميني در آن محل بيشتر باشد 2)پاشنه: قسمتي كه يا اصلا جوانه ندارد يا تعداد آنها بسيار كمتر است.  

خاك مناسب:

بافت شنی لومي و لومي شني براي سيب زميني ايده آل است هر قدر خاك به سمت شني تمايل داشته باشد بهتر است چون مشكل سله وجود ندارد همچنين در چنين خاكهايي عمليات داشت وبرداشت نيز مناسب است خاكهاي سنگين به دليل چسبندگي و ايجاد سله مطلوب نيستند ولي با اين خاك سيب زميني را مي توان در اغلب خاكها زراعت نمود به pH      حساسيت ندارد. ولي در محدوده 7.5 تا 6 رشد خوبي دارد در خاكهاي بسيار اسيدي غده ها كوچك مانده وسيب زميني جزئ گياهان حساس به شوري محسوب مي شود.

 آب وهواي مناسب :

عموما در كليه شرايط آب وهوايي قادر به توليد مي باشد.سيب زميني بدون جوانه زني قبلي در 8درجه سانتي گراد جوانه زده وغده هاي جوانه زده وغده هاي جولانه زده در 8 الي 9 درجه سانتي گراد شروع به رشد مي كنند .مناسبترين دما براي رشد 18 تا 20 درجه سلسيوس و مناسب ترين دماي خاك براي غده بندي 16 تا 20 درجه سلسيوس مي باشد. افزايش دماي خاك به بيش از سرعت رشد غده ها كاسته ورشد غده ها 30 درجه سلسيوس عملا متوقف ميشود .پس مي توان گفت سيب زميني گياهي سرما دوست وحساس به گرما است آب و هواي مرطوب در زمان كاشت بويژه اگر چند روز ادامه داشته باشد بعلت شيوع بيماري هاي قارچي معمولا منجر به تجديد زراعت مي شود. همچنين در دماي بالا ميزان پوسيدگي ساقه و غده ها افزايش مي يابد .سيب زميني به يخبندان حساس  است واندامهاي رويش از 2- به پايين آسيبب مي بينند اما به خود غده ها ضرري نمي رسد سرمازدگي غده ممكن است در اثر كشت دير هنگام ويا تاخير در برداشت در نواحي سرد اتفاق بيافتد در اين صورت در اثر سرخ كردن تغيير رنگ داده و به صورت توده آبي در مي آيد .همچنين در اثر سرما نشاسته به گلوكز تبديل ونشاسته طمع شيرين به خود مي گيرد.سيب زميني گياهي است از نظر گل دهي روز بلند واز نظر غده بندي روز كوتاه است.روز هاي بلند از طريق تاخيير درشروع  غده بندي ونيز تامين مقدار بيشتري از مواد فتو سنتزي رشد رويش را افزايش مي دهد اگر محيط روز كلا كوتاه باشد غده بندي زود شروع مي شود ولي عملكرد افت پيدا مي كند در چنين مناطق بايد از ارقام دير رس  استفاده كرد.

 ارقام سيب زميني:

برحسب نوع مصرف به 3 دسته تقسيم مي كنند . 

1)سيب زميني هاي غذايي، سيب زميني هاي علوفه اي و سيب زميني هاي صنعتي . 

از نظر طول دوره رسيدگي نيز به 5 گروه تقسيم بندي ميشوند : 

1)سيب زميني هاي خيلي زود رس :

 طول دوره رشد 60 تا 70 روز بايد جوانه زني قبلي كشت شود خاصيت انبار داري ندارد و با عملكرد پايين بعد از برداشت بايد مصرف شود. 

2)سيب زميني هاي زود رس :طول دوره رشد 90تا 120روز .خاصيت انبار داري نداشته وعملكردشان بيشتر سيب زميني هاي خيلي زود راس است.مانند رقم دراگا  

3)سيب زميني هاي ميان رس    :   

طول دوره رشد 150 روزه وقابليت انبار داري را دارند مانند رقم آگريا 4)سيب زميني هاي دير رس: طول دوره 150تا 180 روزه داراي خاصيت انبار داري بوده و زماني برداشت مي شود كه بوته ها شروع به زرد شدن مي كنند.مثل رقم مورن ،آلفا ،كوزيما 

 5)سيب زميني هاي خيلي دير رس:

طول دوره رشد تا 507 به طول مي انجامد عملكرد بالا و معمولا مصرف صنعتي دارد .توليد چسب والكل ونشاسته 

كاشت سيب زميني:  

الف: تهيه بستر : سيب زميني به تراكم خاك و وجود گلوخه در بستر بسيار حساس است تراكم خاك از گسترش ريشه ها جلوگيري مي كند وجود كلوخه موجب بد شكل شدن كلوخه مي گردد. زمين مورد كاشت حتما بايد تا عمق 90 سانتي متر فاقد لايه متراكم بوده وخاك نيز تا عمق 25 سانتي متر به خوبي نفوذپذير باشد.براي كاشت در بهار زمين را به عمق 25تا30 سانتي متر شخم زده وعمليات كاشت انجام مي گيرد. 

كاشت: به 4 روش امكانپذير است:

 1-كاشت بذر حقيقي         2-كاشت غده           3 -كاشت جوانه             4-كاشت بافت 

 كاشت به طريق غده باز به دو صورت انجام مي پذيرد: 

با جوانه زني قبلي ، بدون جوانه زني قبلي 

توصيه بر اين است كه سيب زميني را به صورت جوانه زني قبلي بكاريم با اين كار علاوه بر اينكه رسيدگي 2تا 3 هفته تسريع مي شود غده هاي نا سالم نيز تشخيص داده مي شوند.در اين روش غده ها را 3تا 4 هفته قبل از كاشت در يك محل نور گير با كف تميز وصاف قرار مي دهند زمانيكه طول جوانه ها به 20 تا25 سانتي متر رسيد به زمين اصلي منتقل مي كنند.اگر طول جوانه ها بيش از اين مقدار باشد در كشت مكانيزه به علت شكسته شدن ايجاد مشكل ميكند بدليل انتقال بيماريهاي قارچي ،باكتريايي و ويروسي بهتر است از غدد گواهي شده استفاده گردد. اگر غده هاي سال اول را در سال دوم و سال دوم را در سال سوم كشت كنيم عملكرد تا 50 درصد تقليل مي يابد.معمولا غددي كه بيش از 80 گرم وزن داشته باشند براي قطعه قطعه كردن مناسب مي باشند. 

 چنين غدد را 2تا 3 ويا 4 قطعه اي مي كنند بطوريكه هر قطعه حدود 35 تا 70 گرم (به اندازه تخم مرغ وزن داشته باشند وجود 2تا 3چشم در هر قطعه مرد نظر مي باشد غده ها به صورت طولي از طرف تاج به پاشنه برش مي دهند. 

وسيله برش بايد تمييز باشد وبعد از هر برش ضد عفوني گردد براي ضد عفوني كردن مي توان از آب ژاول –هيپو كلريد سديم ويا ضد عفوني كننده سبزيجات مثل روكال استفاده نمود اين عمل براي جلوگيري از آلودگي قارچي وويروسي انجام مي شود سيب زميني برش داده شده را ميتوان به وسيله مانكوزب ويا حتي وايتكس به مدت 5 تا 10 دقيقه به مقدار 2در هزار غدد برش داده شده را نبايد بلا فاصله كاشت بلكه به منظور تشكيل لايه چوب پنبه اي به مدت 48 ساعت در دماي 12 تا 15 درجه سانتي گراد با رطوبت 85 تا 95 درصد قرار داد .روش هاي كاشت:

  با فارو و يا شيار باز كن شيارهايي را در داخل خاك ايجاد مي كنند در روي شيار ها به فاصله معين غده را قرار داده وروي آن را با خاك مي پوشانند.برگردان خشن گاو آهن را باز مي كنند.بنابراين فقط شيار باز مي كنند غده ها را در فاصله معين كاشته وبر روي آن خاك مي ريزند 

.در زراعت هاي سنتي به كمك بيل شيار ايجاد كرده وغده ها را در درون شيار به فواصل معين ريخته وبه روي آن خاك مي ريزند .به وسيله دستگاه هاي نيمه وتمام اتوماتيك .به صورت جوي وپشته اگر عرض پشته ها زياد باشد كاشت در 2سمت پشته ها انجام ميشود ولي اگر عرض پشته ها كم باشد كاشت در يك سمت پشته ها انجام مي گيرد. 

مواد غذايي مورد نياز:

سيب زميني جذب عناصر غذايي را 3 تا 4 هفته بعد از كاشت شروع ميكند چرا كه در گياهك حاصله در اين مدت از ذخاير موجود در بذر استفاده مي كند. 

 

 

الف) نيتروژن:

كمبود N       سبب كاهش عملكرد، گسترش بيماريها وپيري زودرس گياه مي شود زيادي N       نيز موجب تحريك رشد رويش ، تاخير در غده بندي ورسيدگي وافزايش درصد غده هاي درشت مي شود زيادي N       مي تواند موجب افزايش نيترات سيب زميني نيز بشود كه بسيار نامطلوب است در ايران براي توليد عملكردهايي در حدود40 تن در هكتار به 180تا 200 كيلوگرم كود نيتروژنه نياز است.

نكته: طبق توصيه كارشناسان مناسبترين موقع مصرف كود نيتروژنه بلا فاصله بعد از كاشت يه صورت رديف 15 تا 20سانتي متر زیر غده ها مي باشد بقيه به صورت سرك در 2يا 3 نوبت كاشته ميشود.

ب)K    پتاسيم:

k موجب توسعه بخش سوبريز سيب زميني مي شود در نتيجه موجب كاهش خسارت مكانيكي در زمان برداشت و انبارسازي مي گردد و زماني كه پوست سيب زميني گرفته بشود گوشت ان در اثر مجاورت هوا به رنگ تيره در مي ايد.در سيب زميني تركيباتي نظير اكسي فنولين و اهن وجود دارد.در مجاورت هوا اهن fe 2+   بهfe3+   اكسيد مي شود و در تركيب با اكسي فنولين گوشت را به رنگ تيره در مي اورد.پتاسيم ماده اي است كه مي تواند جايگزين اهن در اين تركيب شود لذا مصرف كود پتاسيم از قهوه اي شدن پوست ممانعت مي كند.در منطقه ي ما پتاسيم لازم نيست.

ج)فسفر:

فراواني فسفر موجب افزايش عددي غده ها ميشود.در خاك هاي فقير 120تا130كيلوگرم و در خاك هاي معمولي مصرف 30تا50 كيلوگرم در هكتار كافي است.

الف)عمليات داشت:

خاكدهي پاي بوته ها زماني كه ارتفاع بوته ها به25سانتيمتر رسيد همچنين بعد از غده بندي بايد پاي بوته ها خاك داد.اين عمل به منظوردورماندن استولون ها و غده ها از نور انجام مي گيرد.

ب)ابياري:سيب زميني را به 2صورت كشت مي كنند:1)هيرم كاري      2)خشكه كاري

هيرم كاري چند فايده دارد:

1)سبب ميشود بين خاك و غده ها تماس بهتري بوجود ايد.

2)وجود رطوبت در خاك سبب تحريك جوانه زني بذور علف هاي هرز شده و اين علف ها طي عمليات تكميلي كنترل مي شود.

3)در هيرم كاري تا زمانيكه گياه به ارتفاع 10 تا 15 سانتيمتري نيازي به ابياري نيست.اولين ابياري مي تواند تا مرحله ي گلدهي به تاخير بيفتد ولي در مرحله ي خشكه كاري بايد تا اين مرحله 2بار ابياري انجام گيرد.بعد از گلدهي هر 7 تا 12روز يكبار بايد ابياري انجام گيرد.سيب زميني از گياهان حساس به خشكي محسوب ميشود و به تنش رطوبتي مخصوصا از مرحله ي شروع غده بندي تا مرحله ي شروع زرد شدن برگها حساس مي باشد بيشترين حساسيت3تا6هفته پس از شروع غده بندي است.زيادي ابياري نيز موجب شسته شدن عناصر غذايي و توسعه ي بيماري ها و كاهش درصد ماده ي خشك غده ها ميشود.

 

 

ج)مبارزه با آفات و بيماريها علف هاي هرز:

1)مبارزه ي مكانيكي موجب زخمي شدن استولون ها و اشاعه ي بيماري ميشود بنابراين بهتر است از وجين دستي يا علف كش استفاده نمود.علف كش اختصاصي سيب زميني EPTC   اپتام است.

2)سيب زميني مورد حمله ي آفات زيادي از جمله كرم برگخوار چغندرو كرم اگروتيس(شب پره ي زمستاني)و كرم سفيد ريشه و انواع كرمهاي مفتولي و... قرار مي گيرد.مهمترين افت سيب زميني سوسك كلرادو بنام Leptinotara decemlineate.    سوسك بالغ در خاك زمستان گذراني ميكند و در بهار در زير برگها تخم مي گذارد لارو پس از تغذيه از برگها وارد خاكها شده و بعد از شفيرگي مجددا بصورت حشره ي بالغ به برگها حمله ميكند.

سوسك كلرادو در انتقال بيماريهاي باكتريايي نقش داردو از طريق از بين بردن بقاياي گياهان و كنترل علف هاي هرز مزارع و بكارگيري تناوب  و رعايت فاصله بين مزارع مي توان با افات مبارزه كرد.از حشره كش هايي نظير مالاتيون-متاسي-تيودان مي توان استفاده نمود.

3)بيماري مرگ ريشه تقريبا در تمام مناطق كشت ديده ميشود در صورت حمله ي قارچRhizoctona solani   جوانه ها دچار پوسيدگي ميشود. بوته ميري نيز از ديگر بيماريهاي قارچي است كه معمولا در دوران گلدهي نمايان ميشود نماتد مولد پوسيدگي نيز از طريق چشمها وارد سيب زميني شده و به ان اسيب ميزند.ضدعفوني غده ها به هنگام كاشت ضروري است.

برداشت:سيب زميني هنگامي رسيده محسوب ميشود كه به اندازه ي مناسب براي مصرف رسيده و به اساني از استولونها جدا شدهوبا حد اقل آسيب به پوست قابل برداشت باشد . لذا به هنگام برداشت نبايد پوست سيب زميني با مالش انگشت از غده جداشود. براي تثبيت رشد و اندازه غده لازم است اندامهاي هوائي حدود 10 تا 20 روز قبل از برداشت با داس و يا سموم شيميائي عمومي نظير گراماكسون يا پارا كواد ، گداي فوزين يا رانداب .

1-   براي برداشت از مزارع كوچك از بيل استفاده ميكنند و هنگام استفاده ازبيل بايد دقت كرد تا بيل به اطراف بوته ها زده نشود ، در غير اينصورت غده هاي زخمي و ضايعات انبار داري افزايش مي يابد .

2-    در ايران عمدتا از گاوآهن كه خيش آن باز شده  استفاده ميكنند

3-    استفاده از دستگاهاي مخصوص

سولانين :

 مهمترين ماده سمي و مضر در سيب زميني است كه مقدار سولانين بطور طبيعي در سيب زميني كم است و لي تحت شرايط توليد نگهداري و قر ار گرفتن در معرض نور افزايش مي يابد .سولانين از تركيب يك گلوكز با يك الدئيد بو جود مي آيد كه در مجازي هاضمه تحت تاثير اسد معده به اجزاي سازنده خود تجزيه ميشود  داراي اثزات زسر است .

1- پس از جذب شدن گلبولهاي قرمز خون را هموليز ميكند همان كاري كه برق گرفتگي مي كند

2- موجب ضعف عمومي وضعف مراكز حركتي وتنفسي مي شود.

3- كليه ومثانه پر خون شده وادرار قرمز رنگ مي شود

4- در موارد شديد فوت افراد مسموميت خفيف معمولا در عرض 24 ساعت بهبود مي يابد ولي در مسموميت هاي شديد بايد معده شست وشو شود در حيوانات تانن يا پوست بلوط خورانده مي شود.در سيب زميني معمولي مقدار سولانين 3تا 6 ميلي گرم در هر 100 گرم است .بنابراين مصرف مصرف نيم كيلو گرم سيب زميني موجب ورود 15 تا 30 گرم سولانين به بدن مي شود مصرف چنين سيب زميني خطر نداشته وبا ادرار دفع مي شود.

توصيه هاي فني با تقويم زماني براي مراحل مختلف توليد سيب زميني در استان آذر بايجان شرقي:

الف)فروردين ماه:

در مناطق نيمه سردسير مانند عجب شير ،بناب ،ملكان، آذرشهر،شبستر،به محض مساعد شدن دماي خاك وافزايش درجه حرارت آن تا اواسط فروردين ماه بايد اقدام به كشت نمود.

در مناطق سردسير مانند نظير بستان آباد ، سراب، كليبر ، اهر، هريس ، اواخر فروردين ماه بايد كشت انجام شود.

ب)اردبهشت ماه:

1-در صورت عدم بارندگي وسبز نشدن رديف ها يا پشته ها انجام اولين آبياري در طول ارديبهشت ماه ضروري است.2- در مناطق نيمه سرد سير اولين نوبت خاك دهي پايه بوته ها در نيمه دوم ارديبهشت ماه انجام مي شود.3- درصورت ظهور حشرات مكنده سم پاشي انجام ميشود.

ج)خرداد ماه:

 اولين نوبت خاكدهي پايه بوته در مناطق سردسير ودومين خاكدهي پايه بوته در مناطق نيمه سردسير انجام ميشود.2- وجين علف هاي هرز دادن كود اوره به صورت سرك وآبياري الزامي است.

د)تير ماه:

1- مزرعه نبايد تشنه بماند عدم آبياري موجب كاهش شدت محصول غده اي ميشود .

ر)مرداد ماه :انجام مراقبت هاي زراعي در مرحله داشت بايد ادامه يابد.

ز)شهريور ماه :

 1-اجراي عمليات آبياري ومبارزه با آفات وامراض در نيمه اول شهريور ماه ادامه مي يابد.

2-10روز مانده به برداشت سيب زميني آبياري قطع و نسبت به جمع اوري بوته ها در مزرعه اقدام مي گردد.

ح)با شروع پاييز مناسب ترين موقع برداشت در اغلب مناطق شروع مي گردد.

تناوب زراعي:

با توجه به اينكه سيب زميني جزو گياهان وجيني است لذا مزرعه اي از اين گياه باقي مي ماند يك مزرعه ي تقريبا عاري از علف هاي هرز است از طرفي ديگر هم چون در زمان برداشت عملا زمين شخم مي خورد لذا زراعت بعدي نيازي به شخم ندارد.

سيب زميني بعد از لگومينوز ها به ويژه گياهان علوفه اي مثل شبدر ويونجه بهترين نتيجه را دارد.كشت سيب زميني به طور متوالي در يك قطعه زمين موجب شيوع بيماريها مخصوصا بيماريهاي باكتريايي مي شود .قرار گرفتن سيب زميني با يونجه ،ذرت،گندم وجو در سيكل تناوبي از لحاظ جلوگيري از گسترش بيماريهاي بسيار مطلوب مي باشد

چغندر قند

چغندر قند

با نام علمي Beta vulgaris     گياهي است دو ساله از تيره اسفناج كه بصورت گياهي يكساله زراعت مي شود . چغندر قند طي دوره رشد رويشي فاقد ساقه بوده و بصورت مجموعه‌اي از برگ‌هاي بزرگ افقي تا عمودي مشاهده مي‌شود.  محصول زراعي چغندر ريشه اي است بزرگ و آبدار كه شامل سه قسمت می باشد:

 

 

1)طوقه كه قسمت بالائي ضخيم شده و برگها از آن منشأ مي گيرد

  2)منطقه كوتاه و صاف در زير طوقه كه گردن گفته مي‌شود. گردن قطورترين منطقه ريشه مي‌باشد

3)قسمت گوشتي ريشه كه ذخيره قند در آن انجام مي‌گيرد. مقدار قند در منطقه گردن و طوقه پايين است مقدار قند در ارقام اصلاح شده به 16 تا 20 درصد مي‌رسد. امراض و كمبود مواد غذايي موجب افزايش ريزيش برگ‌ها گشته و عملكرد را پايين مي‌آورد زيرا در اين حالت برگ‌هاي جديد بوجود مي‌ايد كه صرفاً بامصرف قند ذخيره شده ريشه رشد مي‌كند. معمولاً ساقه گل دهنده چغندر كه در سال دوم رشد بوجود مي‌آيد از مركز طوقه رشد مي‌كند گلها كوچك و در روي گل آذين خوشه‌اي مركب بطور منفرد با دستجات 2 تا 7 گلي مشاهده مي‌شود خود عقيمي و دگرگشتي بر گياه حاكم است باد عامل مهم در گرده افشاني بشمار مي‌رود‌.تجمع قند در بعضي از دوره هاي رشد تحت تأثير دو عامل به حداكثر ميزان خود مي‌رسد: 

 1) آهسته و كند شدن رشد برگها و ريشه 

 2) تعادل مطلوب بين فتوسنتز و تنفس بعلت روزهاي آفتابي و روشن كه موجب بالايي فتوسنتز مي گردد و شبهاي خنك كه تنفس را پايين نگه مي دارد‌. 

   چغندرقند از لحاظ وزن، ريشه و مقدار درصد قند به چند تيپ مختلف به شرح زير تقسيم‌بندي شده است:

 تيپ E يا پر محصول: اين نوع چغندر داراي ريشه‌هاي بزرگ با محصول ريشه بالا و درصد قند كم و دوره رشد طولاني 210 تا 240 روز مي باشد. متوسط وزن ريشه آن حدود 900 گرم و ميانگين درصد قند آن 15-14 در صد است.

تيپ N يا معمولي: داراي محصول ريشه و درصد قند متوسط( 16 درصد) با دوره رشد كوتاهتر( 210-180 روز ) مي‌باشد.به علت سازگاري با شرايط آب و هوايي ايران حدود 50 درصد چغندرقند ايران را اين نوع تشكيل مي‌دهد.

تيپ Z با درصد قند بالا: داراي ريشه مخروطي كوچك ، باريك و كشيده به وزن متوسط 600 گرم است.غده داراي شيارهاي جانبي عميق بوده و درصد قند آن حدود 17 درصد است كه از تيپ هاي E و N بيشتر مي باشد و نسبت به دو تيپ قبلي زود رس تر بوده به طوري كه دوره رشد آن بين 150 تا 180 روز مي باشد.

تيپ ZZ يا خيلي پر قند: وزن ريشه هاي آن كمتر از نوع Z ولي در صد قند آن بيشتر است. نسبت به شرايط نامساعد محيطي مقاومتر از ساير انواع چغندرقند بوده و در برنامه هاي به نژادي به منظور توليد ارقام جديد مورد استفاده قرار مي گيرد.

تيپ RC: اين نوع اخيرأ در فرانسه از تلاقي بين تيپ هاي Z وN توليد گرديده و داراي مشخصات شبيه تيپ N ولي درصد قند بيشتر از آن مي باشد.ضمنأ نسبت به بيماري سركوسپوريوز مقاوم بوده و به همين دليلRC (مقاوم نسبت به سركوسپورا) نامگذاري شده است.

 سازگاري چغندرقند

چغندرقند نسبت به شرايط مختلف محيطي داراي سازگاري نسبتا" زيادي مي باشد. نسبت به سرما، گرما، شوري و خشكي تحمل خوبي دارد. با اين حال براي رسيدن به حداكثر عملكرد، لازم است كه براي آن همانند ساير گياهان زراعي بهترين شرايط رشد را فراهم كرد. شرايط مناسب رشد چغندرقند به قرار زيرند:

1-حرارت:

بهترين رشد چغندر قند هنگامي صورت مي پذيرد كه حداكثر درجه حرارت در تابستان از 35 درجه تجاوز نكند و در پاييز نيز روزها آفتابي، دماي هوا در  شبها پايين و درجه حرارت حداقل به يخبندان نزديك شود. در كل، حرارت مناسب  رشد  چغندرقند بين  20 تا 24 درجه سانتيگراد است.

حرارت مناسب جهت جوانه زدن بذر چغندرقند بين 15 تا 20 درجه سانتيگراد است. اما جهت رسيدن به چنين درجه حرارت و كشت در آن شرايط، لازم است كه مدت زيادي از فصل رويش از دست رود و چنين امكاني عملا" وجود ندارد. بنابراين هنگامي كه درجه حرارت متوسط روزانه به 4 تا 5 درجه سانتيگراد رسيد، مي توان نسبت به كشت بذور اقدام كرد.

2- نور:

چغندر قند گياهـي روز بلند است و به نـور زيادي جهت رشد و تجمع قند در ريشه نياز دارد. وجود نور كافي در اواخر دوره رشد، موجب زياد شدن ذخيره قند و افزايش خواص كيفي چغندر قند مي گردد. بدين منظور  بايد فاصله صحيح بوته ها و تراكم مطلوب بوته در مزرعه را مورد توجه خاص قرار داد و ضمن كوشش در جهت حفظ سلامت برگها نسبت به كنترل سريع علف هاي هرز نيز اقدام عاجل انجام داد.

3- رطوبت:

با اينكه چغندرقند به خشكي مقاوم است، اما حصول يك عملكرد بالا، مستلزم وجود رطوبت كافي و برنامه ريزي دقيق آبياري است. براي چغندركاري معمولاً آبياري معتدل و سبك سودمند است، براي توليد يك ريشه 500 گرمي حدود 40 تا 50 ليتر آب مورد نياز است. كل آب مورد نياز چغندر قند در طول دوره رشد در مناطق مختلف كشور را بين 7300 تا 13600 متر مكعب در هكتار ذكر كرده اند.

 

 

4- خاك:

خاكهاي حاصلخيز داراي زهكشي مناسب، با بافت متوسط (رسي - شني) و اسيديته (pH   ) خنثي تا كمي قليايي (7 تا 2/7) براي چغنـدرقند منـاسب هستند. خاكهاي داراي مقادير زياد سنگ ، خاكهاي فشرده و سفت كه معمولاً با فقدان مواد آلي همراه هستند، براي كشت چغندرقند مناسب نمي باشند. اصولاً، محيط خاكي مناسب براي چغندرقند محيطي است كه در بين ذرات خاك آن هواي فراوان وجود داشته باشد و خاك، سفت و متراكم نباشد كه مانع گردش و نفوذ آب شود.خاك سست و پوك اجازه مي دهد كه ريشه چغندر به صورت عميق در زمين فرو رود و به خوبي رشد كند.

چغندرقند جز در مراحل اوليه رشد نسبت به شوري خاك مقاوم است. با اين حال شوري بالاي خاك به عنوان يك عامل محدود كننده در توليد چغندرقند به حساب مي آيد.

 تاريخ كاشت:

به طور كلي نمي توان تاريخ دقيقي از لحاظ تقويمي براي كشت چغندرقند در هر منطقه بيان كرد. توصيه دقيق تاريخ كاشت بر اساس درجه حرارت صورت مي پذيرد. كشت چغندر قند در اولين زمان ممكن پس از پايان يخبندانهاي زمستانه (در اواخر اسفند و اوايل فروردين) امكان پذير است. تاخير در تاريخ كاشت، به خصوص در مناطق با دوره رشد كوتاه، منجر به كاهش عملكرد مي شود. هنگامي كه متوسط درجه حرارت روزانه به 4 تا 5 درجه سانتيگراد رسيد، مي توان بذر چغندرقند را كشت كرد. هنگام كاشت چغندر بايد وضعيت زمين از لحاظ رطوبت مطلوب باشد.

 

 مراحل آماده سازي زمين:

ميزان محصول چغندرقند، تا حد زيادي بستگي به ساختمان خاك و آماده سازي بستر بذر دارد. عمق شخم، زمان شخم، كاربرد كود و استعمال علف كش ها پيش از ظاهر شدن جوانه هاي چغندرقند (جهت عاري شدن بستر كاشت از علف هاي هرز)، همگي از عواملي هستند كه محيط كشت مناسبي براي بذرها و بوته هاي جوان چغندر ايجاد مي كنند. بهترين زمان براي انجام شخم در مزارع مورد كشت فصل پاييز است كه در اين حالت امكان استفاده بهينه از ماشين آلات (در پاييز كه به آنها نياز نيست)، ذخيره سازي رطوبت مناسب درخاك، عدم تاخير كشت در بهار و صرفه جويي در مصرف آب فراهم مي گردد. از طرفي از ورود ماشين آلات سنگين جهت آماده سازي زمين در بهار به علت تعجيل زارعين در كاشت بهاره اجباراً قبل از گاورو شدن خاك جلوگيري مي شود و تخريب اراضي به حداقل خواهد رسيد.

در زمان شخم، كودهاي فسفره، پتاسه، كودهاي آلي و دامي در سطح مزرعه پخش مي شوند كه  تا عمق مناسبي با خاك مخلوط شوند. بهتر است فسفر مورد استفاده، از منبع سوپر فسفات و پتاسيم از منبع سولفات پتاسيم تامين شود. در شخم پاييزه، عمق شخم بايد بين 30 تا 35 سانتيمتر بوده و زمين در وضعيت مناسبي از لحاظ رطوبتي (گاورو) باشد. بلافاصله پس از اتمام سرما لازم است كه ساير مراحل آماده سازي زمين را انجام داد. در اين زمان تنها نياز به يك شخم سطحي با استفاده از گاو آهن قلمي است. چنين شخمي منجر به از بين رفتن علفهاي هرز تازه سبز شده نيز مي شود. جهت نرم كردن خاك و از بين بردن كلوخه هاي باقي مانده در زمين مي توان از ديسك استفاده كرد. پس از انجام عمليات مذكور، با استفاده از ماله، سطح زمين به طور كامل تسطيح مي شود. ماله كشي زمين همچنين منجر به فشرده شدن خاك و از بين رفتن فضاهاي داخل خاك مي شود و در نتيجه حالت مويينگي خاك و عمق كاشت يكنواخت را ممكن مي سازد. نكته مهم آن است كه در هنگام آماده سازي زمين، رطوبت خاك زياد نباشد، در غير اين صورت ساختار خاك تخريب مي شود.

 

 

 

 

 

 

 انـواع بـذر و مقدار مصرف

بذور چغندرقند براساس تعداد جوانه هايي كه ايجاد مي كنند، به دو دسته كلي تقسيم شده اند:

1- بذور پلي ژرم (چند جوانه اي): بذوري كه در نتيجه كشت آنها معمولا" بيش از يك جوانه (معمولاً 2 تا 5) توليد مي شود را بذور پلي ژرم گويند.

2-بذور منوژرم (تك جوانه اي): بذوري كه از كاشت آنها تنها يك جوانه حاصل مي شود را منوژرم گويند.

بر اساس نوع بذر، قوه ناميه بذر، شرايط آب و هوايي،  روش كاشت، بافت و شوري خاك، قدرت حاصلخيزي زمين، زمان كاشت،  ميزان و نحوه آبياري، نحوه آماده سازي زمين و … مقدار بذر مورد استفاده در واحد سطح مزرعه متفاوت خواهد بود.

 به طور كلي در روش سنتي و در شرايط نامطلوب استفاده از 20 تا 25 كيلوگرم بذر پلي ژرم در هكتار كـافي است و در صورتي كه زمين سنگين و شور باشد لازم است كه از مقدار بذر بيشتري (حدود 30 كيلوگرم ) استفاده كرد. 

در روش كشت مكانيزه براي يك هكتار چغندركاري، حدود 3-2 كيلوگرم بذر با قوه ناميه حداقل 90 درصد نياز است كه در فاصله خطوط 50 سانتيمتر و فاصله بذور 8-4 سانتيمتر و در عمق 2 تا 3 سانتيمتر كشت مي شوند. در شرايطي كه وضعيت زمين براي كشت اين بذور مناسب نباشد، از بذور چند جوانه اي استفاده مي شود كه در مورد اخير حداكثر 12-10 كيلوگرم بذر نياز خواهد بود.

 روشهاي كشت چغندرقند:

كشت چغندرقند به روشهاي سنتي، مكانيزه و نشايي صورت مي گيرد:

الف- روش سنتي (كرتي):

در اين روش پس از اتمام عمليات تهيه زمين، به وسيله بيل يا مرزكش، در زمين كرتهايي ايجاد مي شود. نكته مهم اين است كه بايد سطح كرتها حتما" صاف باشد. وجود پستي و بلندي در زمين، منجر به نرسيدن آب به نواحي بلند و همچنين جمع شدن آب در نواحي گودتر مي شود كه اين كار سبب هدر رفتن مقدار زيادي آب مي شود. تجمع آب در مزرعه سبب خفگي ريشه ها و افزايش فعاليت قارچ هاي ايجاد كننده پوسيدگي ريشه مي شود. پس از تهيه كرتها، بذرها با دست در داخل كرتها پاشيده شده و تا عمق 2 تا 3 سانتيمتري با خاك مخلوط مي شوند.

افزايش مقدار بذر مصرفي، بالا رفتن ميزان مصرف آب، شديدتر شدن بيماري پوسيدگي ريشه، عدم امكان استفاده از ادوات مكانيزه براي انجام فعاليت هاي مربوط به داشت و برداشت و در نهايت بالا رفتن هزينه هاي توليد، از مهم ترين معايب اين روش كشت هستند. به طور كلي كشت چغندرقند به اين روش به علت وجود مشكلات فراوان توصيه نمي شود.

ب-روش مكانيزه:

در اين روش بذور چغندرقند در وسط و يا طرفين پشته ها كشت مي گردند و به روش نشتي و يا باراني آبياري مي شوند. در اين حالت آب هيچگاه پاي گياه نمي رسد و در نتيجه سطح خاك سله نمي بندد. از طرفي امكان گسترش و ايجاد بيماريهاي گياهي (به خصوص پوسيدگي ريشه) بسيار كمتر خواهد بود. از مهم ترين مزاياي اين روش آسانتر شدن عمليات كاشت، داشت و برداشت و در نتيجه كاهش هزينه هاي توليد و همچنين كاهش مصرف آب و بالا رفتن راندمان آبياري است.

مهم ترين نكات مورد توجه در كاشت مكانيزه چغندرقند به قرار زير هستند:

1-در صورت استفاده از سيستم آبياري نشتي، سطح زمين بايد كاملا" تسطيح شود و قطر دانه هاي خاك كمتر از دو سانتيمتر باشد. شيب مناسب زمين در كشت مكانيزه حدود 1 تا 2 در هزار است. كشت يكدست، تنظيم مناسب عمق كاشت و كاهش ضايعات برداشت مكانيزه فقط در صورت تسطيح بودن كامل زمين امكان پذير است.

2- مهم ترين مسئله در مورد تهيه زمين چغندرقند آن است كه خاك تا عمق حدود 3 سانتيمتر كاملا" نرم ، بدون هر گونه عوامل نامساعد مانند سنگ، كلوخ، ريشه گياهان و … باشد. در كل عمق بذركاري بسته به نوع خاك، امكان نزول باران يا آبياري براي جوانه زني و حرارت خاك بين 2 تا 5 سانتيمتر مي باشد.

3-در صورتي كه زمين از نظر تسطيح و يا دانه بندي مشكلاتي داشته باشد، استفاده از بذور منوژرم مناسب نبوده و بهتر است از بذور چند جوانه استفاده شود. در صورت بهره گيري از بـذور پلي ژرم جهت كشت مكانيزه، بهتر است از بذور درجه بندي شده (كاليبره) استفاده شود.

4- مناسب ترين فاصله رديفهاي كاشت (نشتي ها)50 سانتيمتر بوده (هر چند كه روشهاي كشت ديگري نيز وجود دارند) و طول فاروها با توجه به بافت خاك از 120 تا 150 متر تغيير مي نمايد. البته در سيستم هاي آبياري باراني، مسئله تسطيح زمين و رعايت طول خطوط كاشت اختياري بوده و با توجه به ظرفيت سيستم آبياري انتخاب مي شوند.

5- در كاشت بذور منوژرم استفاده از بذرافشانهاي پنوماتيك و دقيق كارها توصيه مي شود. تنظيم دقيق بذركارها از نظر ميزان ريزش بذر و رعايت فاصله دقيق خطوط و عمق كاشت، كمك شاياني در تسهيل عمليات بعدي داشت مي نمايد. سرعت مطلوب بذركارها كمتر از پنج كيلومتر در ساعت مي باشد.

6- آبياري از نكات مهم كشت چغندرقند بوده و لازم است كه تا مرحله چهار برگي خاك به صورت مرطوب باقي بماند. بذر چغندرقند به لحاظ دارا بودن يك لايه پوشش سخت، در زمان كشت براي توليد جوانه به رطوبت زياد نياز دارد. بذر چغندر در اين مرحله در اطراف خود 120 تا 150 درصد وزنش آب لازم دارد تا جوانه آن تندش كرده و از بذر خارج شود. زماني كه جوانه ها توليد، ولي هنوز از خاك خارج نشده اند، لازم است براي سهولت و سرعت خروج جوانه هاي ضعيف اوليه از خاك، زمين را مجددا آبياري كرد تا سطح خاك، نرم و مرطوب شود. پس از آنكه جوانه ها از خاك خارج شدند، فواصل و تعداد دفعات آبياري و مقدار مصرف آب بستگي به شرايط جوي (مقدار ريزش باران، درجه حرارت، ميزان رطوبت محيط و… )، بافت خاك، شيب زمين، رقم چغندر ومرحله رشدي آن دارد. آبياريهاي سنگين در زمان كاشت به دليل سرد شدن زمين، موجب تاخير در سبز شدن بذور مي شود.

 علف هاي هرز و كنترل آنها

 يکي از گياهاني که بيشترين خسارت را از وجود علف هاي هرز در مزارع مي بيند، چغندرقند است. چغندرقند در ماههاي اوليه رشد در رقابت با علفهاي هرز بسيار ضعيف است، که اين مسئله منجر به كاهش شديد عملكرد در مزارع آلوده به علف هاي هرز مي شود. به طور كلي خسارت ناشي از علفهاي هرز در مزارع چغندرقند، بسيار بيشتر از خسارت آفات و بيماريها است. در موارد متعدد، بر اثر عواملي مانند استفاده نادرست از علف کش هاي مناسب و يا عدم وجين به موقع مزارع، هكتارها مزرعه چغندر زير هجوم و سلطه علفهاي هرز منهدم شده اند.

مهمترين مرحله خسارت علف هاي هرز در مزارع چغندرقند تا مرحله 8  برگي شدن بوته هاي چغندر مي باشد. چنانچه مزرعه چغندرقند را در سه ماهه اول بعد از كاشت عاري از علف هرز نگه داريم، ديگر نياز به دفع علفهاي هرز نخواهد بود و خسارتي به محصول وارد نمي کند. اما خاطر نشان مي گردد که كنترل علفهاي هرز مزارع چغندرقند تا زمان برداشت در جلوگيري از به بذر نشستن آنها جهت کاهش ميزان آنها در کشتهاي بعدي اهميت زيادي دارد. همچنين حذف علف هاي هرز در طول فصل رشد، منجر به برداشت راحت تر محصول نيز خواهد شد.

از مجموع مطالب ذکر شده مشخص مي گردد که کنترل به موقع علف هاي هرز به همراه تنک نمودن سريع تر مزارع چغندرقند از اهميت بسيار زيادي برخوردار  بوده و تاخير در انجام عمليات تنک و وجين مزارع خسارتهاي جبران ناپذيري را به کشاورزان وارد مي آورد.

به طور کلي، جهت دستيابي به کنترل موثرتر علفهاي هرز مزارع چغندرقند، لازم است که از چندين روش مختلف شامل سمپاشي مزارع، استفاده از کولتيواتور و وجين دستي به صورت ترکيبي، به شرح زير استفاده نمود.

الف- اولين و اساسي ترين قدم در کنترل علف هاي هرز استفاده از سموم علف کش مناسب مي باشد. ميزان موفقيت در استفاده از علف کش ها ، کاملاً در ارتباط با نحوه صحيح مصرف آنها مي باشد.

ب- علاوه بر استفاده از علف کشهاي مناسب، براي از بين بردن علفهاي هرز باقي مانده بين خطوط كشت لازم است از كولتيواتور استفاده گردد.

ج- در هر صورت بخشي از علف هاي هرز روي رديف هاي کاشت به دلايل مختلف، بوسيله با مورد استفاده از بين نمي روند و به دليل قرار گرفتن در نزديكي بوته هاي چغندرقند به وسيله كولتيواتور نيز قابل كنترل نيستند، که لازم است اين علف ها در زمان تنک کردن مزرعه توسط کارگران حذف شوند تا يک مزرعه عاري از علف هرز ايجاد گردد.

آفات و بيماريهاي مزارع چغندرقند

چغندرقند مورد حمله آفات و عوامل بيماريزاي زيادي قرار مي گيرد. بر طبق آمار موجود متوسط خسارت سالانة آفات وبيماريها روي چغندر قند بين 11 تا 33 درصد مي باشد. به عنوان مثال آفت كارادرينا مي تواند در طول يك شبانه روز مزارع جوان چغندر قند را نابود نمايد و يا در بعضي از مزارع كه تعداد سرخرطوم كوتاه چغندر زياد باشد، قسمت زيادي از بوته هاي دو برگي و جوان چغندر بوسيلة اين حشره خورده مي شود و سطح سبز مزرعه از بين ميرود كه احتياج به واكاري پيش مي آيد. جبران چنين عقب ماندگي هايي در طول فصل رشد امكان پذير نيست.

با توجه به اينكه سود توليد چغندر به عملكرد حاصل و كاهش هزينه هاي توليد وابستگي زيادي دارد، لازم است برنامه ريزي دقيقي براي مبارزه با آفات و امراض به عمل آيد تا از افت شديد عملكرد پيشگيري شود. يك برنامه موفق كنترل شامل روشهاي هماهنگي است كه از ابتداي كشت و حتي قبل از آن تا پايان فصل زراعي يكي پس از ديگري بكار گرفته شوند تا در نهايت نتايج قابل قبولي را به بار آورد.

مهم ترين آفات مزارع چغندرقند استان اصفهان عبارتند از:

كك، سرخرطوم كوتاه، كرم طوقه بر، پروانه برگخوار (كارادرينا)، بيد چغندرقند ( ليتا)، شته هاي برگي، شته ريشه، كنه

مهم ترين بيماريهاي مزارع چغندرقند استان اصفهان عبارتند از:

پوسيدگي ريشه و طوقه، نماتد مولد سيست، كرلي تاپ، سفيدك سطحي، ويروس هاي زردي

 تنك كردن

يكي از عمليات اجباري و پر خرج زراعت چغندرقند تنك كردن است. در اغلب موارد تعداد زيادي بوته اضافي در اثر مصرف بيش از حد بذر در مزرعه بو جود مي آيند كه بايد اين بوته هاي اضافي را حذف نمود تا جوانه هاي باقيمانده فرصت رشد پيدا نموده و محصول مناسبي بدهند. در صورت عدم تنک مزرعه بوته ها نور، دما، هوا و مواد غذائی کافی دريافت نكرده و از رشد کمی برخوردار می شوند. هر چه زمان تنك كردن زودتر باشد، بوته هاي باقيمانده از رشد بهتري برخوردار هستند. بهترين زمان تنک قبل از مرحله شش برگی بوته ها است. به طور كلي دير تنك كردن مزرعه به منزله دير كاشتن آن است. آنجا كه پس از اتمام عمليات تنك ممکن است ريشه بعضی از بوته های باقيمانده آسيب ديده باشند، انجام يك مرحله آبياری سنگين لازم است.

 تغذيه چغندرقند

همانند ساير محصولات كشاورزي، چغندر قند نيز تنها بخشي از نيازهاي غذائي خود را از خاك تامين مي نمايد و بقيه را بايستي از كودهاي شيميايي، كودهاي آلي و يا محلول پاشي روي سطح برگ تامين نمود. براي زراعت چغندرقند بايد، كودهـاي فسفره و پتـاسه را بـه مقـدار توصيه شده در پـائيز به طـور يكنـواخت در زميـن پخش كـرده و ابتدا با ديسك سبك در عمق 10-5 سانتيمتري خاك مخلوط كرد. سپس اقدام به شخم عميق اوليه نموده تا كود در سطوح مختلف خاك تا عمق شخم به طور يكنواخت توزيع گردد. ترجيحاً ‌مصرف فسفر از منبع سوپر فسفات و پتاسيم از منبع سولفات پتاسيم توصيه مي گردد. با توجه به نقش مهمي كه پتاسيم در رشد و توسعه چغندرقند ايفا مي نمايد لازم است كه استفاده از كودهاي پتاسه همواره مورد توجه ويژه قرار گيرد.

كاربرد كودهاي آلي بخصوص كودهاي حيواني مي تواند تا حد زيادي در افزايش عملكرد كمي و كيفي مزارع چغندرقند مفيد فايده واقع گردد كه بهتر است حتي المقدور از اين كودها در مزارع استفاده شود. 

كمبود عناصر ميكرو (آهن، منگنز، بر، روي و . . . ) در مزارع چغندرقند در بعضي از مواقع تا حدود 30 درصد از عملكرد محصول مي كاهد و نيز سبب كاهش  مقاومت ريشه ها به بيماريها و آفات مي گردد، كه اين مسئله ضرورت به كارگيري اين كودها را در مزارع به خوبي مشخص مي كند.

مهم ترين نكته در خصوص كود دهي به چغندرقند استفاده صحيح از كودهاي ازته است. بعضي از كشاورزان تا آخرين روزهاي قبل از برداشت اقدام به مصرف كودهاي ازته مي كنند كه اين كار بسيار اشتباه است و از كيفيت چغندر به خصوص درصد قند به شدت مي كاهد.  به طور كلي  استفاده از كودهاي شيميايي به طور صحيح و فني يكي از راههاي رسيدن به محصول بالاتر است. اگر در مصرف كودهاي مورد نياز در زمانهاي مناسب  كوتاهي شود، عملكرد محصول كاهش مي يابد. همچنين مصرف بيش از حد كودها علاوه بر از دست رفتن مقادير زيادي كود، تخريب ساختمان خاك و آلودگي محيط زيست را نيز در پي دارد. از طرفي اين مسئله به مسموميت گياه منجر مي شود و محصول نهايي را نيز كاهش مي دهد. به عنوان مثال مصرف كمتر از حد ازت سبب كاهش عملكرد ريشه چغندرقند تا حدود 50 درصد مي شود. از سوي ديگر مصرف زيادتر از حد آن سبب كاهش درصد قند (عيار) تا چندين واحد خواهد شد. بنابراين لازم است  بر اساس روش صحيح، ميزان تقريبي كودهاي مورد نياز را در مزرعه تعيين كرد. اين كه چه مقــدار كود در طول فصـل زراعـي و در زمـان كشت بايد مصرف شود، از طريق آزمايش هاي تجزيه خاك مشخص مي شود.

 آبياري چغندرقند

عملاً تمام روشهاي شناخته شده آبياري در سطح دنيا  شامل آبياري سطحي (از طريق جوي و پشته، آبياري كرتي و نواري) و روشهاي مختلف آبياري باراني در چغندر قند مورد استفاده قرار مي گيرند.

چغندرقند يكي از گياهان مقاوم به خشكي است، به طوري كه مزرعه چغندرقندي كه دچار تنش خشكي شود، مي تواند حداكثر ظرفيت توليد خود را به شرط بهبود شرايط به دست آورد. به همين دليل، تنش آبي اين گياه در مقايسه با گياهان ديگر مانند سيب زميني به عملكرد محصول كمتر خسارت مي زند. همچنين مرحله رشد حساس به تنش خشكي در چغندرقند مشابه آنچه كه در گلدهي غلات ديده مي شود وجود ندارد. بنابراين با وجود چنين شرايطي درخصوص چغندرقند، مي توان مديريت بسياري مناسبي بر آبياري مزارع چغندرقند اعمال نمود و حداكثر ميزان صرفه جويي را در اين مزارع بخصوص در وضعيت خشكسالي كنوني داشت.

چغندرقند داراي سيستم ريشه عميق است که آب را از حدود 90 تا 110 سانتيمتري عمق خاک استخراج مي کند. چغندر حدود 70% آب مورد نياز خودش را تا عمق 60 سانتيمتري مي گيرد. لذا در صورتي که سطح خاک خشک باشد اما در اعماق پائين تر آب کافي وجود داشته باشد، مشکلات تنش کم آبي به حداقل مي رسد.

به طور كلي در مرحله جوانه زني بذر، چغندرقند به آبياري هاي سبک و متعدد نياز است. اما پس از عمليات تنك انجام يك آبياري سنگين ضرورت مي يابد و  در طول فصل رشد فواصل آبياري بسته به بافت خاک و شرايط آب و هوايي تفاوت دارد. همچنين 2 تا 4 هفته قيل از برداشت نيز بايدآبياري ها قطع شود كه اين زمان قطع آبياري بايد به گونه اي باشد كه خاک آنقدر خشک نشود که برداشت با مشکل مواجه شود.

با توجه به اينكه در استان اصفهان خشكسالي همواره گريبانگير توليد محصولات كشاورزي مختلف همانند چغندرقند مي باشد ، جهت جبران اين كم آبي، تغيير الگوي كشت، بهبود راندمان آبياري، افزايش بهره وري از آب و اعمال تكنيك هاي كم آبياري (از جمله طولاني كردن دور آبياري، حذف آبياري در مراحلي از رشد گياه كه حساسيت كمتري به كم آبي دارد و ...) ضروري است و در اين زمينه استفاده از روش هاي نوين آبياري نيز بيش از پيش بايد مورد توجه قرار گيرد. به لحاظ مقاومت بالاي چغندرقند در مقابل بروز تنش هاي خشكي، استفاده از شيوه هاي كم آبياري مي تواند تا حد زيادي در خصوص كاهش مصرف آب در اين زراعت مفيد فايده واقع شود و مي تواند جايگزين مناسبي براي بسياري از زراعت هاي با مصرف آب بيشتر گردد.

افزايش عملكرد ريشه در مزارع چغندرقند

چغندرقند بر خلاف اکثر محصولات زراعي که بر اساس وزن خريداري مي شوند با دو فاکتور وزن و درصد قند (عيار) خريداري مي شود:

براي بالا بردن مقدار محصول در واحد سطح لازم است نكات زير در نظر گرفته شود:

1) استفاده از بذور اصلاح شده مناسب كشت هر منطقه

2) آبياري كامل و صحيح و استفاده مفيدتر از منابع آب با توجه به كمبود شديد آب در اكثر مناطق كشور و  ‌تناسب سطح كشت با آب موجود

3)  داشتن دقت فراوان در جهت ايجاد تراكم مطلوب بوته در واحد سطح (80 تا 100 هزار بوته در هكتار)

4) تغيير روشهاي كاشت و بهبود عمليات زراعتي با استفاده از ماشين‌آلات جديد براي تهيه زمين و ساير عمليات لازم.

5) استفاده صحيح  از كودهاي دامي و شيميايي

6) انتخاب تناوب صحيح

7) ‌انتخاب زمين مناسب از نظر عمق و بافت خاك

8) رعايت تاريخ كاشت مناسب در هر منطقه

9) مبارزه صحيح و بموقع با آفات و امراض گياهي و به خصوص علفهاي هرز

10) برداشت به موقع و صحيح چغندرقند و تحويل آن به كارخانجات قند بلافاصله پس از برداشت

11)تنظيم صحيح ماشينهاي برداشت چغندرقند و كاهش ضايعات برداشت.

  عوامل موثر بر افزايش درصد قند

از زماني كه يك كشاورز تصميم به كشت چغندر مي گيرد تا زماني كه چغندر برداشت و بارگيري مي شود، در كليه مراحل، نحوه اقدامات و فعاليت هاي او در كاهش و يا افزايش عيار مؤثر مي باشد. به طور كلي  مهمترين عوامل موثر بر درصد قند چغندرقند به قرار زير هستند:

ا- انتخاب بذر متناسب با شرايط آب و هوايي، طول دوره رشد و مقاوم به عوامل نامساعد كشت در منطقه، افزايش ميزان عيار را در پي دارد.

2- انجام شخم مناسب به منظور افزايش نفوذپذيري خاک و جلوگيري از چند شاخه شدن ريشه ها و نيز جمع آوري سنگهاي موجود در خاك مزرعه تا حد امكان، از اهميت بسيار زيادي در افزايش درصد قند برخوردار است.

3- وجود تعداد  مناسب بوته در واحد سطح (9 تا 10 بوته در هر متر مربع) به افزايش عيار منجر مي گردد.

4- انتخاب تاريخ دقيق کاشت چغندرقند در افزايش درصد قند اهميت بسيار دارد.

5- كنترل به موقع علف هاي هرز به ميزان زيادي در افزايش عيار چغندرقند نقش دارد.

6- تغذيه اصولي گياه تأثير بسياري در بهبود وضعيت توليد قند در چغندرقند دارد. مصرف بيش از حد و ديرهنگام کودهاي ازته (بخصوص اوره و نيترات آمونيوم) باعث کاهش ميزان قند خواهد شد. همچنين کمبود ساير عناصر (آهن، روي، منگنز، منيزيم، بر و ... ) غلظت قند در ريشه را کاهش مي دهد.

7- انجام آبياري هاي صحيح و به موقع در بالارفتن كيفيت ريشه ها چغندرقند نقش مهمي ايفا ميكند.

8- كنترل به موقع آفات و بيماري ها در طول فصل به بهبود وضعيت كيفي ريشه هاي توليدي مي انجامد.

9-حفظ سلامت برگها تا آخرين لحظات رشد از گزند آفات و يا عدم چرانيدن آنها باعث  افزايش عيار مي گردد.

10- برداشت به موقع چغندرقند با توجه به  علايم رسيدگي مزرعه موجب افزايش درصد قند ريشه ها مي شود.

11- ممانعت از يخ زدن چغندرقند در جلوگيري از كاهش عيار فوق العاده موثر است.

12- چنانچه بوته ها به مدت شش هفته در معرض دماي 4 تا 8 درجه سانتيگراد قرار گيرند، به ساقه مي روند و ميزان قندشان كاهش مي يابد که در صورت رعايت دقيق تاريخ كاشت مي توان از اين عمل ممانعت نمود.

13-سرزني صحيح چغندرقند منجر به بالارفتن كيفيت چغندر تحويلي به كارخانه مي گردد.

14-عدم تأخير در جمع آوري و حمل چغندرقند به کارخانه به دليل كاهش تنفس ريشه و ممانعت از تجزيه قند ها در بالارفتن درصد قند موثر است.

 

 

 

 

   محاسن كشت چغندرقند

كشت چغندرقند داراي محاسن زيادي مي باشد كه عمده ترين آنها عبارتند از:

1- چغندر يكي از اجزاء كليدي متشكله اقتصاد كشاورزي ملي است.

2- چغندرقند نسبت به طيف وسيعي از شرايط آب و هوائي و خاك سازگار است.

3- چغندرقند از نظر ارزش غذائي در رديف محصولاتي از قبيل برنج، ذرت، گندم، سيب زميني و حبوبات است.

4- در حال حاضر امكان كشت كامل مكانيزه چغندرقند فراهم شده است.

 5- چغندرقند در تناوب زراعي به خوبي جاي مي گيرد و عميق بودن ريشه و پاك بودن مزارع آن از علفهاي هرز اجازه مي دهد كه در تناوبهاي مختلف جايگزين شود. چغندر خاك را در بهترين شرايط براي كشت غلاتي كه بعداَ كشت مي گردند نگه مي دارد و عملكرد غلات را بهبود مي بخشد. چغندرقند گياهي وجيني است كه ضمن كم كردن تراكم (تعداد) علفهاي هرز حاصلخيزي و پوكي خاك را بهتر مي كند.

6- محصولات فرعي چغندر با ارزش است. سربرگ چغندر و همچنين تفاله مخلوط با ملاس به دست آمده بعد از بهره برداري كارخانجات، غذاي دام است. چغندر قند گياهي با دو محصول است، برگها جهت علوفه و ريشه جهت قند گيري.

7- ارزش اندام هوائي يك هكتار چغندرقند در بهبود حاصلخيزي خاك در صورتي كه به خاك برگردانده شود برابر 20 تا 30 تن كود حيواني است.

8- چغندرقند يك محصول تضميني است و همه ساله خريد آن توسط دولت تضمين مي گردد.

 

کلزا

کلزا

در زبانهای اروپایی با نامهای Rapeseed   ، Colza   و Raps   شهرت دارد و به عنوان يكي از مهمترين گياهان روغني در سطح جهان مطرح مي‌باشد. کلزای روغنی با نام علمیBrassica napus     مهمترین گونه زراعی جنس براسیکا می باشد و به احتمال قوی فرم وحشی آن به اروپا و آفریقای شمالی محدود می شود. اوایل قرن شانزدهم زراعت تجاری کلزا در هلند ثبت شده است در آن زمان از روغن این گیاه بعنوان سوخت چراغ و روان کننده ماشین های بخار استفاده می گردیده است. کشت تجاری کلزا از سال 1342 در قسمت شمالی آمریکا یعنی کشورکانادا شروع گردیده و امکان استفاده از روغن کلزا برای مصرف خوراکی در سال 1948 مورد توجه قرارگرفت و منجر به استخراج روغن خوراکی ازکلزا در سال های 1956 تا 1957 گردید.مبدأ اوليه كلزا به خوبي روشن نمي‌باشد اما به احتمال قوي خواستگاه آن ناحيه آسيا و اروپا است. 

اهــمیت و جایــگاه کلــزا در ایـــران

دانه روغنی کلزا از سال های گذشته واردکشور شده است که در سال 1372 که سال پایه کشت کلزا می باشد 5/94 هکتارکلزا در ایران کشت شدکه در این سال حدود 2/51 تن کلزا تولید شد با تحقیقات متعددی که روی این محصول انجام شد سطح زیرکشت آن افزایش قابل ملاحظه ای یافته تا جائیکه حدود 8 سال بعد یعنی سال 1380 کشت آن به بیش از 70 هزار هکتار با تولید بیش از 65000 تن رسید و این رقم به دلیل جایگاهی که کلزا در ایران پیداکرده است هر سال روبه افزایش است.

 

 

چــرا کلــــزا بکــــاریم؟

-کلزا دارای پتانسیل عملکرد بالا بوده و در بین دانه های روغنی از درصد روغن دانه بالایی(40%- 45%) برخوردار است و می تواند درکاهش میزان وابستگی به خارج در زمینه روغن گیاهی موثر باشد.

- دارابودن تیپهای بهاره،زمستانه وحدواسط امکان کشت این گیاه رادرشرایط متفاوت اقلیمی فراهم می سازد.

-کلزا می تواند در تناوب با زراعت گندم و جو قرارگرفته و از افزایش بیماریها ، آفات و علفهای هرز بکاهد و باعث افزایش عملکرد دانه این محصولات شود.

- درکشت پاییزه نیاز به آبیاری کمتری بوده و امکان استفاده از نزولات آسمانی پاییزه و زمستانه وجود دارد.

فصل رشدکلزا با سایر دانه های روغنی متفاوت بوده و زمانی که ظرفیت واحدهای روغن کشی خالی است این گیاه برداشت می شود.

- بعلت بقایای گیاهی مطلوب علاوه بر تأثیر مثبت در میزان ماده آلی خاک در تأمین علوفه مورد نیاز دامداران نیز موثر است.

- در توسعه صنعت زنبورداری نقش مهمی را می تواند ایفا کند.

- در مناطقی که در بهار بعلت محدودیت آب و هم زمانی آبیاری محصولات بهاره با آخرین آب مشکلاتی در آبیاری دارند می توان باکشت کلزا به ویژه ارقام زودرس این مشکل را حل نمود (بخش مرکزی شهرستان ساوه).

- با اعمال مدیریت صحیح و استفاده از روش های ساده امکان کاشت ، داشت و برداشت آن در شرایط مختلف و با امکانات محلی وجود دارد.

ترکیــب شیــمیــایــی دانــه کلـــزا 

دانه کلزا دارای40 تا 48% روغن در دانه و 38 تا45% پروتئین درکنجاله می باشد و میزان رطوبت دانه آن در حدود 5% است.

خصوصيات گياه شناسي

كلزا  گياهي است از خانواده چليپاييان(شب بو) با عدد كروزومي 2n=38    كه عمدتاً داراي تيپ هاي رشد بهاره ، پاييزه و بينابين ميباشد. به طوركلي ويژگي هاي اندام هاي رويشي و زايشي آن به شرح زير است. 

ريشه:

كلزا داراي يك ريشه اصلي عمودي و غالباً بلند به شكل دوك مي باشد كه قطا قسمت فوقاني آن به 1 تا 3 سانتي متر مي رسد و تا عمق 80 سانتي متري خاك نفوذ مي كند همچنين داراي ريشه هاي جانبي متعددي است كه معمولاً افقي هستند و كمتردر عمق خاك نفوذ مي كنند عمق نفوذ و گستردگي ريشه نقش بسزايي در تحمل خشكي و استفاده بهينه از رطوبت ذخيره شده در خاك دارد.

ساقه:

كلزا توليد يك ساقه اصلي مي كند كه از آن شاخه هاي زيادي منشعب مي شود پس از پايان زمستان ابتدا ساقه اصلي طويل مي شود و پس از به گل نشستن ساقه اصلي ، شاخه هاي فرعي نيز شروع به طويل مي كند عمدتاً شاخه هاي جانبي در قسمت هاي مياني و بالايي ساقه اصلي تشكيل مي شوند و از ساقه اصلي 8 تا 10 شاخه جانبي منشعب مي گردد. وقتي ساقه اصلي شروع به رشد مي كند شاخه ها در محل اتصال برگهاي فوقاني با ساقه جوانه زده و هر شاخه به يك گل آذين ختم مي شود ساقه مقطعي تقريباً مدور دارد عمودي و رنگ آن سبز روشن است كه به مرور زمان زرد مي گردد. ارتفاع ساقه در واريته هاي مختلف از 50 تا 200 سانتي متر تغيير مي كند ولي معمولاً ارتفاع آن 80 تا 150 سانتي متر است.

برگ

برگهاي كلزا به سه فرم چسبيده ساقه آغوش، چسيبده معمولي و داراي دمبرگ مي باشند برگهاي روزت اغلب بيضوي و چند قسمتي با يك لوب بزرگ در رأس برگ بوده و داراي دمبرگ هستند رنگ برگها سبز تمايل به آبي است و در متن آن رگبرگ ها مشاهده مي شوند. برگ هاي روزت و برگهاي پائيني ساقه كمي كرك دارند ولي برگهاي مياني و بالايي فاقد كرك ، دمبرگ و لوب هستند و لبه آنها ممكن است دندانه دار يا صاف باشد اين برگها به شكل قلب بوده و در محل اتصال با ساقه يك سوم تا نصف محيط ساقه را مي پوشانند برگهاي كلزا به صورت متناوب بر روي ساقه قرار مي گيرند.

گل آذين

گل آذين به شكل خوشه بلندي است كه در آن گل ها از قسمت پايين خوشه شروع به شكافتن مي كنند. كلزا گياهي است عمدتاً خودگشن كه ميزان خودگشني آن 67 تا 78 درصد مي باشد. گلها دوجنسي(هرمافردويت) بوده و داراي قرينه سطحي هستند. هرگل شامل 4 كاسبرگ ، 4 گلبرگ ، 6 پرچم و مادگي 2 برچه اي مي باشد كه دو پرچم آن كوتاه و 4 پرچم ديگر بلند است و رنگ گلبرگ ها نيز از پرتقالي تا زرد كم رنگ متغيير است.

ميوه

ميوه كلزا ، خورجيني به طول 5 تا 10 سانتي متر است كه فاقد كرك بوده و در انتها به يك منقار منتهي ميشود هر خورجين داراي دو برچه مي باشد. برچه ها به وسيله ديوار كاذبي ( غشاي مياني) از هم جدا مي گردند دانه ها در دو طرف غشاي مياني قرار دارند اين ديواره هنگام رسيدن ميوه پاره مي شود. در هر خورجين ممكن است 15 تا 40 عدد دانه تشكيل شود.

دانه

دانه كلزا داراي شكل كروي بوده و معمولاً به رنگ قهوه اي تيره تا سياه مي باشد دانه ها هرچه نارس تر باشند روشن تر خواهند بود پوست دانه از سه لايه اپيدرم، پارانشيم و پيگمان تشكيل شده است. در قسمت زير پوسته دانه آندوسپرم قرار دارد كه اغلب از يك سلول تشكيل مي گردد و در زير آن جنيني قرار دارد كه لپه هاي درشت و پر روغن آن را احاطه كرده اند وزن هزاردانه كلزا بين 3 تا 7 گرم متغيير مي باشد.     

مراحل فنولوژي

اکــولــوژی کلــزا

الف) درجه حرارت:

تحقیقات نشان داده است که بیش از 90% بذرکلزا در دمای مطلوب 20 تا 25 درجه سانتیگراد در مدت 1 تا 2 روزجوانه می زند بنابراین در این دما بایدکشت کلزا انجام شود همچنین کلزا در تمام مراحل رشد تا حدودی نسبت به سرما مقاوم است ولی تحمل آن به سرما در حالت روزت(8 ـ 6 برگی) بسیار زیاد و در مرحله گلدهی بسیارکم می باشد.

این گیاه می تواند درصورت رشدکافی در پاییز و ایجاد روزت قوی دمای 15- درجه سانتیگراد را بدون پوشش برف به خوبی تحمل نماید بوته های تکامل یافته قوی (به موقع کشت شده)کمتر از بوته های دیرکاشت(کرپه) و تراکم های بالا در معرض خطر سرمازدگی قرار می گیرند درجه حرارت پایه برای کلزا معمولاً 5 درجه سانتیگراد در نظرگرفته می شود.

درجه حرارت مطلوب برای رشد و نمو این گیاه 25 تا 30 درجه سانتیگراد می باشد تا جائیکه دماهای طولانی بالای 35 درجه سانتیگراد سبب از بین رفتن قابلیت جوانه زنی و قابلیت دانه گرده می گردند.

ب) نور: بطورکلی کلزا یک گیاه روز بلند است و برای انتقال از مرحله رویش به زایشی نیاز به روزهای بلند دارد و با افزایش طول روزگل دهی تسریع می شود .

ج) رطوبت :

کمبود رطوبت سبب کوتاه شدن عمرگیاه کلزا وکاهش تولید ماده خشک و بازدهی محصول کم می شود. تحقیقات نشان داده است که آبیاری از مرحله ساقه رفتن تا گل دهی از نقطه نظر سطح برگ حائز اهمیت می باشد و حساس ترین مرحله رشد و نمو کلزا به کمبود آب مرحله گل دهی است.کمبود آب در این مرحله سبب افت شدید تعدادگل ،کپسول و دانه شده و وزن هزاردانه و میزان روغن دانه راکاهش می دهد همچنین تأمین 70 تا 75 % کل آب مصرفی گیاه بعد ازگل دهی برای تولید حداکثر ماده خشک و شاخص برداشت مناسب است. رطوبت زیاد نیز برای کلزا مضر بوده و سبب توسعه بیماریهای قارچی گردیده و مقاومت به سرما راکاهش می دهد.

د)خاک: 

کلزا درگسترده وسیعی از خاک های رسی نسبتاً سنگین تا خاک های شنی سبک کشت می شود. زمین هایی که پس از باران سله می بندد برای این گیاه مناسب نیستند زیرا بذر آن کوچک است وگیاهچه حاصل نمی تواند از چنین خاک هایی خارج شود.

از ویژگیهای عمده خاک مناسب برای کلزا آن است که آب به سهولت از آن عبور نماید زیرا مردابی شدن زمین در طول دوره خــروج گیاهچه و مرحله رشد رویشــی برای رشد و نـموگیاه زیان آور است این گیاه را می توان در خاک هایی کشت کردکه PH   آنها از 5/5 تا 8 متغیر است ولی مناسب ترین PH   برای رشد و نمو کلزا حدود5/6 می باشد زیرا در این PH   همه عناصر غذایی به سادگی در دسترس گیاه می باشند.

انتــخــاب مـزرعــه و تنــاوب زراعــی:

کلزا در محدوده وسیعی از خاک ها رشد می کند ولی مناسب ترین اراضی برای رشدکلزا خاک هایی با بافت متوسط ، زهکشی مناسب ، مواد آلی کافی و PH   حدود 5/6 می باشد.کلزا درشرایط ایستایی ، سیلابی ، زهکشی ضعیف و PH   پایین تر از 5/5 نبایدکشت شود. کلزا در تناوب هر محصولی که اجازه تهیه بستر مناسب بذر را داده و از توسعه عوامل بیماری زایی خاکسازی جلوگیری کند رشد می نماید بویژه در تناوب با غلات عکس العمل مطلوبی نشان می دهد این تناوب باعث کنترل بیماریها ،آفات و علفهای هرز غلات می گردد.

تحقیقات نشان داده که عملکردگندم پس ازکلزا حدود 27% بیشتر از عملکردگندم پس از آیش بوده است.

کاشت متوالی کلزا در یک زمین یا کشت آن در تناوب با سایرگیاهان جنی براسیکا (شبیه به کلزا) باعث تشدید بیمارهای کلزا می گردد چرا که در این حالت عامل بیماری زا می تواند در سالهای متوالی در خاک و روی گیاه میزبان باقی بماند و جمعیت خود را افزایش دهد بنابراین هنگام انتخاب یک منطقه برای تولیدکلزا توجه به تناوب زراعی منطقه بسیار مهم است. از موارد مهم دیگرکه باید به آن توجه کرد علف های هرز و علفکشهای مصرف شده در زراعتهای قبلی مزرعه است بعنوان مثال در مناطقی که سم آترازین برای مبارزه با علفهای هرز ذرت سورگوم استفاده می شود حداقل یکسال باید ازکشت کلزا درآن مزرعه صرف نظر نمود.

انتــخاب رقــم

ارقام کلزا از نظر تیپ رشد به سه گروه عمده تقسیم بندی می شوند:

1- ارقام کلزا با تیپ بهاره (Spring  )

این ارقام برای به گل رفتن به درجه حرارت حدود 3 درجه سانتی گراد بمدت یک هفته نیاز دارند.

2- ارقام کلزا با تیپ رشد بینابین (Intermediate  )

این ارقام جهت بهاره سازی یا شروع رشد زایشی به درجه حرارت حدود 3 درجه سانتیگراد وکمتر به مدت یک ماه نیاز دارند.

3- ارقام کلزا با تیپ رشد زمستانه (Winter  )

این گروه تحمل به سرمای بسیار خوبی داشته و جهت شروع رشد زایشی به درجه حرارت حدود 3 درجه سانتیگراد وکمتر به مدت یک ماه و نیم نیاز دارند.

کلزا دارای ارقام متفاوتی است که ازآن جمله می شود به ارقام هایولا 308 ، هایولا 401 ، ساری گل ، طلایه ، اورنیت اشاره نمودکه مشخصات چند رقم قابل کشت به شرح ذیر می باشد:

هیبرید Hyola 401  )  ـ هایولا 401) 

دوره رویش این رقم 170 تا 180 روز(حدود 6 ماه) درصد روغن دانه آن 42 تا 45% وزن هزار دانه آن حدود 5/3 گرم منشأ آن ازکشورکانا دارای تیپ رشد بهاره مقاوم به خوابیدگی و دارای رسیدگی یکنواخت با عملکرد دانه بیش از 3 تن در هکتار می باشد(این رقم بیشتر در بخش مرکزی شهرستان ساوه کشت می شود).

رقــم اکــاپی (Okapi  )

منشأ این رقم ازکشور فرانسه ، دارای تیپ رشد بینابین مقاوم به سرما ، متوسط رس با طول دوره رشد 230 تا 240 روز (حدود 8 ماه) درصد روغن آن 43 تا 45% و وزن دانه آن حدود 3/4 گرم با عملکرد دانه بیش از 3 تن در هکتار می باشد. جایگاه کشت آن عمدتاً درد و اقلیم معتدل سرد و سردکشور است که در شهرستان ساوه بیشتر در بخش نوبران ، غرق آباد و دشت لوئین این رقم کشت می شودکه عملکرد بالای 5 تن را داشته است.

هيبريد Hyola 308

اين هيبريد از زودرسترين رقم ها بوده و عمدتاً جايگاه آن در شاليزارهاي شمال و مناطق گرم جنوب كشور است دورة رويش آن 160 تا 170 روز درصد روغن آن 40 تا 43% وزن هزاردانه آن حدود 2/3 گرم داراي تيپ رشد بهاره مقاوم به خوابيدگي ، از ارقام دوصفر داراي رسيدگي يكنواخت با عملكرد دانه بيش از 3 تن در هكتار مي باشد.

رقم ساري گل

منشأ اين رقم از كشور آلمان تيپ رشد آن بينابين نسبت به سرما متحمل ، متوسط رس با طول دورة رشد 190 تا 210 روز درصد روغن دانه آن 41 تا 43 درصد وزن هزاردانه آن حدود 8/3 گرم ، از ارقام دوصفر مقاوم به خوابيدگي با عملكرد دانه بيش از 3 تن در هكتار مي باشد.

رقم طلايه

منشأ آن از كشور آلمان ، داراي تيپ رشد زمستان هاست متحمل به سرما، مقاوم به خوابيدگي ، حساس به تاريخ كاشت ، ديررس با طول دورة رشد 240 تا 250 روز درصد روغن دانه آن 40 تا 42% وزن هزاردانه آن 4 گرم از ارقام دوصفر عملكرد دانه بيش از سه تن در هكتار جايگاه زراعت آن عمدتاً در دو اقليم معتدل سرد و سرد كشور است.

رقم Orient

منشأ آن از كشور آلمان داراي تيپ رشد بينابين مقاوم به سرما  متوسط رس با طول دورة رشد 220 تا 230 روز ، درصد روغن دانه آن 43 تا 45 درصد وزن هزاردانه آن 3/4 گرم از ارقام دوصفر با عملكرد دانه بيش از 3 تن در هكتار مي باشد. جايگاه كشت آن در اقليم معتدل سرد كشور است.

رقم SIM 046

منشأ آن از كشور آلمان داراي تيپ رشد زمستانه بسيار متحمل به سرما مقاوم به كم آبي ديررس با طول دورة رشد 240 تا 250 روز درصد روغن آن 45 تا 46 درصد وزن هزاردانه آن حدود 5/4 گرم از ارقام دوصفر با عملكرد دانه بيش از سه تن در هكتار مي باشد. جايگاه زراعت آن عمدتاً در دو اقليم معتدل سرد و سرد كشور است. 

کاشت

دمای مناسب خاک برای جوانه زنی بذر کلزا حدود 20 درجه سانتیگراد می باشد ولی این دما از 15 تا 25 درجه قابل تغییر می باشد در اکثر موارد تاخیر در کاشت ، چه پاییزه و چه بهاره موجب کاهش عملکرد می شود .اصولا شش هفته قبل از اولین یخبندان زمان مناسبی برای کاشت می دانند مثلا درمناطقی مثل اصفهان اواسط مهر و در مناطقی مثل همدان ، شهرکرد ، تبریز در اواسط شهریور زمان مناسب کاشت می دانند . تاریخ کاشت کلزای دیم را قبل از شروع بارانهای پاییزه بایستی انجام داد . ( نواحی ساحلی خزر ) تاریخ کاشت بهاره کلزا را اولین زمان امکان ورود به زمین پس از رفع یخبندان خاک و یا مساعد شدن رطوبت خاک دانست . 

خاک باید دارای ساختمان خوب ، زهکشی مناسب و دارای قابلیت نگهداری رطوبت باشد و در خصوص عمق کاشت باید متذکر شد که هرچه خاک خشکتر باشد عمق کاشت بیشتر می شود .

آماده سازی زمین جهت کاشت

ماخار کردن : یک آیش تابستانه قبل از کاشت کلزای زمستانه موجب می شود بذور علفهای هرز جوانه زنند سپس می توان گیاهچه ی این علفهای هرز را قبل از کاشت کلزا به صورت مکانیکی یا با مصرف مواد شیمیایی ( مثل گراماکسون ) از بین برد . البته این روش در ارقام بهاره قابل مصرف نمی باشد .

در تناوب زراعی که با گندم صورت می گیرد بایستی ارتفاع برداشت گندم از 20 سانتیمتر تجاوز ننماید زیرا که قطعات کاه بایستی به میزان زیادی خشک گردند و هزینه زیادی را کشاورز متحمل می شود . ضمنا این بقایا ( قطعات کاه ) در استقرار کلزا تداخل ایجاد می نمایند و چون بذر کلزا ریز می باشد از تماس بذور با خاک جلوگیری می نمایند در شهریور ماه و قبل از شروع ریزش بارانهای پاییزه لازم است حدود 100 کیلوگرم در هکتار اوره برای کمک به پوسیدگی بقایای گندم روی زمین پاشیده گردد و دو دیسک سنگین عمود بر هم زده شود تا بقایای گندم به خوبی در خاک اختلال یابند . در تابستان علفکش مصرفی جهت علفهای هرز بایستی منطبق باشد . مثلا جهت علف هرز یکساله از گراماکسون به میزان 4 – 2 لیتر در هکتار از مایع حل شونده 20 % و جهت علفهای پهن برگ و چندساله از علفکش 46 U   با ماده موثره توفوردی به میزان 5/1 تا 2 لیتر در هکتار از مایع حل شونده 72% نمک آمین توفوردی استفاده شود .

گنجاندن کلزا در تناوب زراعی مزایای چندی در بر دارد . عملکرد محصول گندم بعد از کلزا افزایش می یابد ، علفهای هرز چمنی کنترل می شوند و میزان عوامل بیماریزای غلات کاهش می یابد . کلزا را نباید با گوجه فرنگی ، سیب زمینی ، پنبه ، چغندر قند ،کنجد ، منداب ، کلم شاهی ، تربچه ، نخود ایرانی ، تره ، کاهو در یک تناوب زراعی قرار داد چرا که بیماریهای مشترک دارند . حداکثر فاصله زمانی جهت تناوب سه سال می باشد .

روش کاشت

پخش بذر

به صورت دستی انجام می شود . مقدار بذر زیادی لازم می باشد . رطوبت خاک بایستی مناسب باشد تا فعالیت موجودات شکارچی مشکلاتی را برای استقرار بوجود نیاورد . بستر بذر بعد از بذرپاشی باید یک دیسک و غلتک سبک زد تا از تماس مناسب بذر و خاک اطمینان یافت .

خط کاری بذر

برای اجتناب از خرید ماشینهای مخصوص کاشت ( هزینه بالا ) معمولا از خط کارهای غلات مثل بذر کار همدانی استفاده می شود .

 

 

دقیق کاری

اخیرا کاشت بذر با بذرکارهای پنوماتیک انجام می گیرد در این شیوه کشت بذر با تراکم نهایی کاشته می شود و نیازی به تنک بعدی نیست این دستگاه کلوخه ها را به کنار زده و بذر را در بستر مسطح و مناسب آن می کارند . بذرها در عمق ثابت با فواصل مساوی از یکدیگر کشت می شوند .

گلرنگ

گلرنگ

 

گیاهی است یکساله یا دو ساله ‏ دارای ساقه ای به ارتفاع 30 تا 60 سانتی متر و حتی بیشتر منشأ اولیه آن در عربستان بوده از آنجا که تدریجاً به نواحی دیگر انتقال یافته است‏ پرورش آن امروزه در بعضی نواحی معمول است. این گیاه برگهای دندانه دار با دندانه های منتهی به خارهای ظریف و نوک تیز دارد شکل ظاهری پهنک برگ آن که از طرفی عاری از تار و از طرف دیگر دارای شبکه‌ای از رگبرگ‌های کاملاً برجسته در سطح تحتانی است، بهترین وسیله تشخیص این گیاه می باشد.

 از اختصاصات آن این‌است که کاپیتول‌هائی منفرد و محصور در براکته‌هائی با ظاهر برگ مانند دارد. کناره براکته‌های مذکور نیز مانند برگ گیاه دارای خارهای ظریف و گاهی نیز در بعضی از فرم های پرورش یافته عاری از آن است گلهای آن عموماً لوله ای و دارای رنگ زرد مایل به قرمز است ولی تدریجاً زرد نارنجی می شود میوه‌اش بصورت فندقه‏ سفید رنگ و دارای دسته تار نازک در قسمت انتهایی است.

  

 

 

 

 

 

 

گلرنگ گیاهی بلند روز است و در طول رویش به هوای گرم و تابش نور مناسب نیاز دارد. بذور معمولاً در دمای 8 تا 10 درجه سانتی‌گراد رویش پیدا می‌کنند. ولی دمای مطلوب برای جوانه‌زنی 18 تا 20 درجه سانتی گراد است. این گیاه به سرمای طولانی و سخت حساسیت نشان می دهد. بطوریکه برگ‌ها در دمای(2-) درجه سانتی گراد دچار سرمازدگی شده و گیاه خشک می‌شود. گلرنگ در درجه حرارتهای نزدیک به صفر زنده می ماند ولی رویش آن به کندی صورت می‌گیرد. در این شرایط گیاه تنها رشد رویشی(تولید ساقه ها و انشعابهای جدید) خواهد داشت. این گیاه را باید در مناطق گرم و خاک‌های مناسب با ضخامت زیاد سطح الارض کشت کرد اگر چه گلرنگ در هر نوع خاکی قادر به رویش است ولی خاک‌های عمیق و دارای بافت متوسط را ترجیح می‌دهد. خاک‌های تهی از مواد غذایی و همچنین خاک‌هایی که آب را در خود نگه می‌دارند برای گلرنگ مناسب نمی‌باشند

آفتاب گردان

آفتابگردان:

        با نام علمی     annuus       Helianthus      و نام انگلیسی sunflower       از نظر تولید جهانی یکی از مهمترین دانه های روغنی می باشد. خاستگاه این گیاه منطقه ی آمریکای شمالی است و بنابر نظر محققین  منطقه ای بین مکزیک و پرو (نبراسکا) می باشد. آفتابگردان سنبل ایالت کانزانس محسوب شده و در قرن 16 میلادی توسط اسپانیایی به اروپا آورده شود و در حدود 80 تا 90 سال پیش از این کشور وارد ایران شده است. استخراج روغن از دانه ی آفتابگردان طی سال 1716 در روسیه عملی شده و از سال 1729 تولید انبوه روغن از این دانه ی روغنی در جهان شروع شده است. روغن آفتابگردان به دلیل داشتن مقدار زیادی اسید چرب غیر اشباع لینولئیک از مرغوبیت بالایی برخوردار بوده و کنجاله ی به دست آمده نیز بعد از روغن کشی به دلیل داشتن پروتئین بالا به عنوان مکمل در برنامه های غذایی طیور و دام مورد استفاده قرار می گیرد. مهمترین کشورهای تولید کننده در سطح جهانی روسیه، آمریکا، چین و آرژانتین می باشد. 

 

 

 خصوصیات گیاهشناسی

 

 

  آفتابگردان زراعی گياهي است يك ساله از تيره آستراسه(Astraceae) يا مركبان(Compositae)كه به صورت بوته‌اي استوار رشد مي‌كند. طول دوره رشد آفتابگردان نسبت به ژنوتيپ و عوامل محيطي از90 تا 150 روز نوسان مي‌كند. جنس Helianthus   داراي گونه‌هاي يك ساله و چند ساله مي‌باشد. تفاوت اصلي آفتابگردان زراعي با انواع وحشي آن وجود طبق‌هاي بزرگ تر و تعداد ساقه‌هاي جانبي كمتر در انواع زراعي است.

   گونه هلیانتوس آنوس، با بیشترین گستردگی، شامل تعداد زیادی زیر گونه است اشکال ابتدائی، یک ساله ودارای شاخه‌های انشعابی که هر انشعاب به طبق کوچکی ختم شده و بذور بعد از پایان گلدهی ریزش می‌کنند، در این گونه دیده می‌شود. زیرگونه‌ها از لحاظ صفات ظاهری متنوع بوده به طوری که ارتفاع بوته از1  تا 4 متر و طول و عرض برگ‌ها از  5  تا 35 الی 40 سانتی متر متغیر می‌باشند. به دلیل یکنواختی و هم زمانی رسیدگی در توده‌های بومی، تکامل آفتابگردان به عنوان یک گیاه زراعی، توسط گزینش تک ساقه‌ای و تک طبقی از این توده‌ها آغاز گردید. تلاقی هلیانتوس آنوس با هلیانتوس پتیولاریس(Helianthus petiolaris) منجر به نرعقیمی سیتوپلاسمی می‌گردد که با استفاده از این راهبرد تهیه هیبریدهای آفتابگردان مقدور می‌گردد.

 

الف- ریشه root      :

ریشه در آفتابگردان سه نوع است:

1-    ریشه اصلی عمیق که در شرایط مناسب بافت خاک تا عمق 5/2-5/3 به اعماق نفوذ می کند.

2-    ریشه های فرعی که عمدتاً در عمق 25 سانتیمتری خاک دیده می شوند.      

3-   ریشه های سطحی که در نزدیک طوقه و در محدودی سطح الارض خاک دیده می شود. مولفه های جانبی این نوع ریشه ها تا شعاع 5/1 متری می تواند گسترش یابد. افزایش طولی ریشه ها به طور روزانه در یک هکتار 70 کیلومتر می باشد.   

  

  ب- ساقه stem  :

این گیاه در بین گیاهان زراعی به علت داشتن ساقه ای بلند و خشن معروف است. قطر ساقه از یک تا 10سانتیمتر و ارتفاع ساقه بین 5/0 تا 5 متر متغیر می باشد.

ارقام زراعی امروزی گیاهان تک ساقه هستند که انتهای ساقه به یک طبق یا Anthodium   آنتودیوم ختم می شود. ارقامی که اصلاح شده و ساقه ی انشعابی ندارند به تیپ های تک طبقی یا Mono Anthodium   و به ارقامی که ساقه ی انشعابی داشته و دارای بیشترین طبق باشد به تیپ های چند طبقی یا poly Anthodium    معروفند.طی مرحله ی رسیدگی در محل اتصال ساقه ی اصلی به طبق بر اثر وزن طبق زاویه ی موجود بین امتداد ساقه و طبق بیشتر می شود. در تیپ های ایده آل این زاویه بین 115 تا 130 درجه می باشد.

 ج- گل:

گل آذین در آفتابگردان از نوع کلاپرگ capitulum   می باشد که مخصوص خانواده Astrceae   بوده و طبق نامیده می شود. قطر طبق بین 10-75 سانتیمتر متغیر می باشد.

  

 

 

 

در مرحله ی گلدهی طبق دارای دو نوع گل می باشد:

1-    گل های کناری یا گل های زبانه ای( Ray flowert)

2-    گل های مرکزی یا میله ای یا لوله ای(Disk flower)

 

 

   

گل های کناری:

در محیط خارجی طبق به تعداد یک یا دو ردیف قرار داشته و مرکز از 100 عدد تجاوز نمی کند. این گل ها اغلب زرد رنگ بوده و از سه گلبرگ تشکیل شده اند که به علت نداشتن بساک و عدم کلاله عقیم و نازا می باشد و عمدتاً برای جلب حشرات مورد استفاده قرار می گیرند.

گل های مرکزی:

از تلفیق 5 گلبرگ تشکیل شده اند که تعداد 5 پرچم را پوشش می دهند.این گل ها دارای تمامی ارگان های جنسی می باشند ولی کاسبرگ ندارند. برحسب قطر طبق تعداد گل های مرکزی بین 800 تا 4000 متغیر است.

 

د- بذر:

    بذر آفتابگردان فندقه بوده که آکن(Achene)نامیده می‌شود. در بذر آفتابگردان پوسته دانه و میوه یکی شده که پریکارپ(Pericarp)نامیده می‌شود. پریکارپ در بر گیرنده جنین(Embyo)  و برگ‌های اولیه(Colyledon)  تکامل یافته و گوشتی شده می‌باشد. برگ‌های اولیه حاوی روغن و پروتئین به عنوان مواد ذخیره‌ای می‌باشد. ارقام زراعی آفتابگردان دارای دو تیپ روغنی و آجیلی می‌باشند که وزن هزار دانه‌ انواع روغنی بین  40 تا 120 گرم و انواع آجیلی بین 100 تا 200 گرم و حتی بیشتر متغیر است.آفتابگردان دارای دو نوع تیپ زراعی می باشد:

الف) تیپ روغنی: در این تیپ نسبت مغز به کل فندوقه  ۷۰ تا ۸۰ درصد برآورد می گردد. درصد روغن در بین گروههای این تیپ بین ۴۲ تا ۵۲ درصد متغییر می باشد وزن صد دانه بین ۴ تا ۱۲ گرم است و به منظور روغن کشی مورد استفاده قرار می گیرد.

ب) تیپ آجیلی: در این تیپ درصد روغن کمتر از ۳۰ درصد می باشد ولی درصد پروتئین بالایی دارد. وزن صد دانه بین ۱۰ تا ۲۰ گرم و حتی بیشتر متغییر است و به منظور مصرف آجیلی مورد استفاده قرار می گیرد.

 

ر- برگ:

برگ ها  کم و بیش قلبی با حاشیه مضرس و دندانه دار می باشد.. برگ ها نیز همانند ساقه از کرک های زبر و خشن پوشیده شده اند. تعداد برگ ها بسته به تیپ 7 تا 40 برگ متغیر می باشد. برگ ها دارای دمبرگ گوشتی و دراز بوده که با پیشرفتی به انتهای ساقه از طول آنها کاسته می شود. بزرگترین برگ ها در محدوده ی وسط ساقه قرار دارند که 60 الی 70% سطح فتوسنتز جاری و نیاز مربوط پر شدن دانه ها را به خود اختصاص می دهند برگ های کوتیلدونی به صورت متقابل (روبروی هم) می باشند در صورتی که برگ های بعدی به صورت متناوب در روی ساقه ظاهر می شوند.

 

ارقام زراعی آفتابگردان:

    ۱ ) ارقام سنتتیک          ۲ ) ارقام تجاری           ۳ ) ارقام هیبرید

ارقام سنتتیک نسبت به ارقام تجاری عملکرد و درصد روغن بیشتری دارند ارقام هیبرید بسیار پر محصول بوده و نسبت  به سایر ارقام درصد روغن بیشتری دارند از ارقام هیبرید ایرانی میتوان به آذرگل / گلشید / گلدیس و از هیبریدهای خارجی به ۵۲ و ۵۳ رومانی اشاره کرد. اکثریت ارقام مورد کشت در ایران و تقریبا در دنیا ارقام تجاری اند. چرا که تهیه بذر این ارقام ساده و ارزان می باشد. نظیر رقم رکورد یا رقم آرماویرسکی.

عملیات کاشت:

الف) خاکهای مناسب : آفتابگردان طالب خاکهای عمیق است. در این خاکها سیستم ریشه حجیم شده لذا جذب آب و مواد غذایی نیز به موازات آن افزایش نشان می دهد. بطور کلی این گیاه در خاکهای رسی لومی – لومی و لومی رسی همراه با شن به عمل می آید.

به اسیدیته خاک حساسیت کمتری نشان می دهد ولی با این همه در قلیایی بعلت تثبیت عناصر ریز مغذی ( بغیر مولیبدن را داریم ولی در خاکهای اسیدی بر عکس ) کاهش عملکرد نشان می دهد.

ب) آب و هوای مناسب:

آفتابگردان طالب مناطق گرم با آفتاب فراوان می باشد حداقل دما برای جوانه زدن ۵ درجه سانتیگراد ولی در دمای ۱۵ تا ۳۵ درجه سانتیگراد رشد مطلوبی نشان می دهد. گیاهی است که از نظر مصرف آب نیاز زیادی دارد و در مناطقی که حدود ۳۰۰ ملی متر بارندگی بوده و توزیع آن نیز مناسب باشد بصورت دیم کاشته می شود.

نکته: حساسترین مرحله به کم آبی در آفتابگردان ۲۰  روز قبل تا ۲۰ روز بعد از گل دهی می باشد. در دوره گرده افشانی بیشترین خسارت از کم آبی بوجود می آید. آفتابگردان بعلت سیستم ریشه ای قوی و گسترده گیاهی متحمل به خشکی است.

ج ) تهیه بستر و کاشت: برای تهیه بستر در پاییز سال قبل پس از اضافه نمودن ۲۰ تا ۲۵ تن در هکتار کود دامی پوسیده شخمی به عمق ۲۵ تا ۳۰ سانتی متر زده می شود. عملیات تکمیل در بهار شامل شخم سطحی دیسک عمود بر هم و داندانه به منظور نرم کردن، فشرده کردن و جمع آوری بقایای گیاهی انجام می گیرد. در مناطق گرمسیر می توان آفتابگردان را در پاییز (آبان ماه) کاشت و در بهار برداشت نمود ولی در مناطق معتدل و کوهستانی حتما تاریخ کاشت در بهار خواهد بود. از ارقام زودرس یا متوسط رس می توان به عنوان کشت دوم بعد از گندم و جو پاییزه استفاده کرد.

کاشت به دو صورت مسطح و جوی پشته انجام می شود. در روش کاشت مسطح بذور بصورت ردیفی در سطح بستر کاشت در داخل چاله هایی قرار می گیرند ولی در روش جوی پشته کاشت در محل داغ آب انجام می شود. این دو  محاسن و معایبی دارند از جمله  :

در کشت جوی پشته درصد سبز گیاهچه ها و رشد بوته ها بیشتر بوده و شیوع بیماری در اطراف طوقه ها کاهش می یابد. در کشت مسطح احتمال ورس بوته ها کمتر می باشد. فاصله ردیف ها در هر دو کشت ۵۰ تا ۷۰ سانتی متر و فاصله بو ته ها روی ردیف ها ۲۰ تا ۳۰ سانتی متر می باشد.

نکته : تراکم گیاهی آفتابگردان را زمانی که فاصله بین ردیف ها ۶۰ و فاصله بروی ردیف ها برابر ۲۵ باشد را محاسبه نمایید. در یک متر مربع چند بوته است؟

عمق کاشت بسته به نوع کاشت از ۳ تا ۱۰ سانتی متر متغییر است در آزمایشی اعماق ۳ – ۴ – ۵ – ۷ سانتی متر سبب ۸۵ – ۹۵ – ۹۲ – ۸۴  درصد جوانه زنی شده است. مقدار بذر مصرفی ۶ تا ۸ کیلوگرم در هکتار می باشد. در ممالک توسعه یافته امروزه از عملیات شخم حداقل یا صفر استفاده می کنند. برای ارقام زودرس می توان فاصله رئیف ها را ۴۵ سانتی در نظر گرفت . در کاشت آفتابگردان می توان از ردیف کارهای ذرت پنبه و یا چغندر قند نیز استفاده نمود.

 د) مقدار کود مورد نیاز :

     ۱ -  کود نیتروژنه :

 جذب نیتروژن در آفتابگردان به ازای تولید هر ۱۰۰ کیلوگرم دانه در حدود ۴ تا ۶ کیلوگرم می باشد. مقدار مصرف کود نیتروژنه مثل ازت که ۴۶ درصد نیتروژن دارد بسته به تیپ گیاه بین ۵۰ تا ۱۵۰ کیلوگرم در هکتار می باشد . در زراعت آفتابگردان کود ازته را در ۳ مرحله به خاک اضافه می کنند:

 ۱ – ۵۰ درصد در زمان کاشت

  ۲ – ۲۵ درصد در زمان ظهور طبق ها یا ۲۵ روز بعد از کاشت

  ۳ – ۲۵ درصد در زمان گل دهی یا ۴۵ روز بعد از کاشت .

۲ – فسفر :

جذب فسفر به ازای هر ۱۰۰ کیلو گرم محصول ۲ تا ۲/۵ کیوگرم برآورد می شود. بسته به میزان فسفر خاک ۱۰۰ تا ۱۵۰ کیوگرم در هکتار در زمان کاشت یا در پاییز مصرف می شود. فسفر در افزایش درصد روغن تاثیر مثبتی دارد و دانه های تکامل یافته ۷۵ درصد کل فسفر جذب شده را به خود اختصاص می دهند. کمبود فسفر موجب پوکی دانه ها می گردد.

۳ – پتاسیم :

جذب پتاسیم به ازای ۱۰۰ کیلوگرم محصول ۱۰ تا ۱۲ کیلوگرم می باشد. بسته به میزان پتاسیم خاک ۱۰۰ تا ۱۵۰ کیلوگرم در هکتار کود پتاسه در پاییز یا در زمان کاشت مصرف می شود. حداکثر این عنصر در ساقه بوده و ذخیزه آن در مقایسه با فسفر و نیتروژن در دامنه ها کمتر می باشد. اگر بعد از برداشت محصول ساقه ها در خاک  دفن شوند خاک را از لحاظ پتاس غنی خواهد شد در کشور روسیه کارخانجات متعددی به منظور تولید کود پتاسه از بقایای آفتابگردان وجود دارد.

ر) تناوب:

براساس آزمایشات انجام یافته این گیاه بعد از لگوم ها بیشترین عملکرد و بعد از آفتابگردان کمترین عملکرد را می دهد. این گیاه بعد از گیاهان وجینین که به مقدار کافی از کودهای دامی بهره مند شده اند نتیجه خوبی می دهد و می تواند در تناوب با غلات نیز قرار گیرد. آفتابگردان به بقایای علفکش آترازین در خاک حساس است لذت توصیه می شود بعد از برداشت زراعت قبلی که در آن آترازین مصرف شده است شخم عمیق انجام گیرد.

عملیات  داشت :

شامل آبیاری - خاک دهی پای بوته - کود دهی - تنک کردن و مبارزه با آفات بیماریها و علفهای هرز.

الف) آبیاری:

آفتابگردان برای تولید محصول بیشتر به آب فراوان نیاز دارد ولی در شرایطی که بسیاری از گیاهان توانایی تولید محصول را ندارند. آفتابگردان محصول مناسبی تولید می کند. بهترین نشانه برای نیاز به آب در آفتابگردان وضعیت افتادگی برگهای این گیاه است. در اوایل رشد نیاز آبی گیاه کم است ولی کمبود آب در این مرحله سبب کاهش سطح برگ و در نهایت کاهش عملکرد دانه می شود. تعداد دفعات آبیاری بسته به نوع و بافت خام متغییر بوده و معمولا حدود ۲۰ روز قبل از برداشت آبیاری را قطع می کنند.

ب) خاک دهی پای بوته :

یکی از مشکلات کاشت آفتابگردان بصورت جوی پشته احتمال ورس بوته ها است لذا زمانی که ارتفاع بوته ها به ۵۰ تا ۶۰ سانتی متر رسید عملیات خاک دهی پای بوته انجام می شود.

ج) مبارزه با آفات و بیماریها و علفهای هرز:

با توجه به اینکه آفتابگردان  در دو هفته اول رشد کند دارد لذا احتمال غلب شدن علفهای هرز وجود دارد. بطور کلی حفظ محیطی عاری از علفهای هرز در مرحله ۳۰ تا ۴۰ روز اول دوره رشد از اهمیت بیشتری برخوردار است. اولین وجین زمانی که ارتفاع بوته ها به ۱۰ الی ۱۵ سانتی متر رسید انجام می گیرد. وجین بعدی پس از رسیدن ارتفاع به ۲۵ سانتی متر و وجین های بعدی بنا به ضرورت انجام میگیرد. عمل وجین به صورت دستی یا مکانیزه یا مبارزه شیمیایی انجام می گیرد. از علفکش پرومترین یا از سمومی نظیر لاسو در مرحله ۳ یا ۴ برگی می توان استفاده کرد.

نکته ۱ ) : از مهمترین آفات گنجشک است که می توان از توری برای پوشاندن طبق ها استفاده نمود. از دیگر آفات می توان به کرم طوقه بر یا آگروتیس – پروانه کارادینا و کرم سوراخ کننده برگ اشاره کرد. برای مبارزه از سمومی نظیر مالاتیون و دیازینون (سموم تماسی ) و یا متاسیتوکس (سم سیستمیک ) استفاده نمود.

نکته ۲ ) : از بیماریهای مهم می توان به پوسیدگی ریشه و پوسیدگی طوقه و سفیدک دروغین اشاره کرد که ضدعفونی بذور با قارچ کش های سرزان – تری تیزان – تیرام – مانکوزب ( دو یا سه در هزار ) استفاده کرد.

د) تنک کردن:

در صورت کشت متراکم و نزدیک بودن فاصله ۲ بوته و همچنین در کشت کپه ای احتمال رشد زیاد در اثر رقابت و نیز افزایش احتمال ورس وجود ( کشت کرپه : دیر کشت – کشت کپه : کشت چندین بذر در یک چاله – هراکشت و وراکشت : متوسط کشت – زود کشت – خشکه کاری: کشت قبل از آبیاری – هیرم کاری : کشت بعد از آبیاری) دارد. لذا عملیات تنک کردن همزمان با عملیات مبارزه با علف های هرز انجام می گیرد.

برداشت :

بهترین زمان برداشت موقعی است که پشت طبق ها به رنگ زرد مایل به قهوه ای در آمده باشد. در مزارع کوچک برداشت با داس انجام می گیرد. پس از برداشت طبق ها به منظور خشک شدن ۳ تا ۴ روز در زیر آفتاب قرار می گیرند. بعد با زدن ضربه به پشت طبق دانه ها را جدا می کنند. در مزارع بزرگ از کمباین غلات که مجهز به هد آفتابگردان است استفاده می کنند. عملکرد آفتابگردان در ایالات متحده ۳ تا ۳/۵ تن در هکتار و در آرژانتین ۲ تا ۳ تن در هکتار و در ممالک آفریقایی ۰/۵ تن در هکتار و در ایران ۲ تا ۳ تن در هکتار می باشد.

جو

جو Hordeum 

جزء اولين غله هايي است كه انسان كشت مي كرده تا چند صد سال پيش غله منحصر به فرد شمرده مي شود كه بعد ها گندم جايگزين ان شد. گياه جو دامنه سازگاري وسيعي دارد اما ارزش تجاري ان كمتر از گندم است. در مناطق خشك و نيمه خشك جو از بقيه غلات محصول قابل قبول تري توليد مي كند. زراعت جو بيشتر براي توليد دانه جهت تغذيه دام و صنايع تخميري مي باشد و در بعضي از كشور هاي افريقايي در براي تغذيه انسان نيز استفاده مي شود. در ايران دومين غله بعد از گندم است كه تقريبا از نظر توليدي ايران در رده چهاردهم دنيا قرار دارد. رده اول مربوط به كشور هاي اسيا ميانه است.

طبقه بندي بر اساس تعداد كروموزم:

 مثل گندم به سه دسته تقسيم مي شوند. جو هاي ديپلوئيد   2n = 14   ، تتراپلوئيد   2n = 28   و هگزاپلوئيد   2n = 42     كروموزم مي باشد. معمولا فرم هاي تتراپلوئيد و هگزاپلوئيد وحشي هستند و از نظر اقتصادي بي اهميت مي باشند. جوهاي ديپلوئيد جوهاي اهلي هستند از بين گونه هاي جو بايد گونه ساتيوم   sativum    كشت شود بقيه به صورت علف هرز يا به   صورت وحشي رشد مي نمايد.

طبقه بندي بر اساس تعداد رديف( پر ):

1 . جوهاي 6 پر H.Hexasticum   : در اين جو هر 3 خوشه فرعي كه روري دندانه قرار دارند حاصل خيز بوده و هر يك توليد دانه مي نمايند . به اين ترتيب 3 رديف از هر طرف خوشه مشخص مي باشد در جو هاي 6 پر تعداد دانه ها از 25 تا 60 عدد متغيير مي باشد و نژاد هاي مختلفي وجود دارند.

2 . جو هاي 2 پر H.Disticum  : در اين جو ها گل هاي وسطي بارور بوده و گل هاي طرفين عقيم هستند چون معمولا تخمدان كوچكي داشته و بارور نمي شوند بنابر اين در هر طرف خوشه يك رديف وجود داشته و كل خوشه داراي 2 رديف بوده و دانه هاي اين تيپ جو بزرگتر هستند. تعداد دانه ها در جو 2 پر از 15 تا 30 عدد متغيير است

3 . جو هاي 4 رديفه H.tetrasticum  : در برخي از ارقام 6 پر ، دو رديف كناري دانه هاي خوشه داخل هم شده و به نظر مي رسد كه خوشه فقط چهار رديف دارد اين جو ها را به اصطلاح 4 رديفه گفته مي شود.

5 . جو 2 رديفه نامنظم: در اين جو گل هاي وسطي بارور و گل هاي كناري يا بارور شده يا نشده اند و بعضي وقت ها به انها جو چهار رديفه نيز گفته مي شود.

طبقه بندي از نظر ريشك:

به سه دسته تقسيم مي شوند   1. جو هاي ريشك دار كه طول ريشك بين 5 تا      7.5   سانتي متر مي باشد    2. جو هاي بدون ريشك    3. جوهاي كاكول دار يا كلاهك دار كه به جاي ريشك كاكول سه شاخه اي دارند.

همچنين ريشك ممكن است صاف ،نيمه صاف و يا خار دار باشد. يعني ريشك ها خار دار يا بدون خار مي باشند. ريشك هاي بالايي سنبله دراز تر از ريشك هاي پاييني سنبله هستند. ارقام ريشك دار داراي عملكرد بيشتري هستند. درجوهاي ريشك صاف معمولا عقيمي ديده مي شود . زيرا كرك كمتري دارند و كمتر از ساير واريته ها دانه گرده جذب مي كنند.

طبقه بندي از نظر زراعي:

به سه دسته تقسيم مي شوند   - جو هاي بهاره     - جوهاي پاييزه       - جو هاي بهاره پاييزه

1 . جو هاي بهاره: در حدود 100 تا 120 روز دوره رويشي دارند. نياز هاي غذايي و غيره كمتر بوده . سيستم ريشه اي ضعيفي دارند عملكرد انها كمتر از جو پاييزه است و معمولا در صنايع مالت سازي استفاده مي شود .

2 . جو هاي پاييزه: در حدود 240 تا 270 روز دوره رويشي دارند. ريشه هاي قوي و عملكرد بهتري دارند و داراي برگ هاي باريك و بو ته هاي پهن هستند. معمولا جو هاي پاييزه 6 يا 4 رديفه مي باشند و جو هاي بهاره 2 رديفه مي باشند.

3 . جو هاي بهاره پاييزه: بعضي از جو ها را مي توانيم هم در بهار و هم در پاييز كشت كنيم به اين دليل به انها جو هاي بهاره پاييزه گفته مي شود. در ايران جو ها را از نظر رنگ نيز طبقه بندي مي كنند مانند جو سياه، سفيد، جو ابلق.

نكته: شيار شكمي در دانه جوهاي 2 رديفه سرتا سري است اما در جو هاي 4 و 6 پر كوتاه است.

سازگاري:

جو نسبت به شوري و بيماريها مقاوم تر است و در شرايط نا مساعد بيشتر از گندم محصول مي دهد معمولا در احياي زمين هاي باير از جو استفاده مي شود. جهت كاشت ديم اين گياه حداقل بارندگي سالانه بايستي 250mm باشد و در مناطقي كه بارندگي هاي بهاره كافي نباشد، كشت جو بهاره بهتر از گندم بهاره است.

درجه حرارت: دماي حداقل براي جوان زني جو 2 درجه است و دماي opt  15 تا 20 درجه مي باشد . در مناطق رطوبي براي دما هاي بالا حساسيت نشان مي دهد و در زمان تشكيل خوشه به اندازه گندم قادر به تحمل هواي گرم و خشك نيست . مجموع  متوسط درجه حرارت هاي روزانه از كاشت تا برداشت براي جو پاييزه 1900 و جو بهاره 1600 درجه مي باشد.                                              

خاك: خاك هاي خنثي با 5 درصد ماده الي و خاك هاي لومي براي جو ايدال هستند. برعكس خاك هاي خيلي مرطوب و بدون تهويه مناسب جو نيستند. جو در مرحله جوانه زني و بعد از ان در بين غلات مقامترين گياه به شوري است.

عمليات زراعي: عمليات كشت وكار جو مانند گندم مي باشد. تناوب زراعي جو نيز مانند گندم است معمولا در شرايط ديم سيستم تناوبي به صورت جو ايش است. در بعضي جا ها گندم نيز وارد تناوب مي شود. جو پس از لگوم ها محصول بالايي را دارد اما پس از نباتات وجيني براي به دست اوردن محصول بهتر حتما بايستي كود لازم به كار برده شود.

زمان كاشت: مقاومت جو به سرماي زمستان كمتر از گندم مي باشد، لذا كمي زودتر  كاشته مي شود . در بهار گرچه به سرماي بهاره حساس است منتها براي اينكه قبل از دوره گرما و خشكي تابستان بتوان محصول را برداشت كرد، لذا در بهار كمي زودتر كاشته مي شود. در مناطق معتدل با زمستان هاي ملايم جو و گندم معمولا همزمان كاشته مي شوند.

مقدار بذر: همان طور كه قبلا اشاره شد مقدار بذر به طرز تهيه بستر زمان كاشت، جنس خاك و. .  بستگي دارد. در ايران در اراضي ابي مقدار بذر در هكتار 150 الي 200 كيلو گرم در هكتار است و در اراضي ديم 70 كيلو مي باشد

 

داشت جو: داشت جو نيز همانند گندم مي باشد.

برداشت: معمولا جو زودتر از گندم اماده برداشت مي شود و از خطر خشكي اخر فصل دوري مي كند. زمان بين گل دهي تا رسيدن در جو 30 الي 45 روز مي باشد. در شرايط خشكي جو زوتر به مرحله رسيدگي نايل مي شود. معمولا وقتي رطوبت دانه ها 14% باشد مزرعه قابل برداشت است.

موارد استفاده: در بذر جو 10 تا 15 درصد پروتئين، 60 تا 70 درصد نشاسته، 2 تا 3 درصد مواد معدني و 10 درصد رطوبت وجود دارد. در صد پروتئين در جو هاي ديم بيشتر از جو هاي ابي است. عمده ترين پروتئين هاي ذخيره اي در جو پرولامين ها و هوردئين ها هستند و50 درصد نيتروژن دانه را تشكيل مي دهند.15 تا30 درصد پروتئين دانه مربوط به البومن و گلوبومن است كه عمدتا در لايه الرون و رويان ديده مي شود. ميزان اسيد هاي امينه لايسينگ و تريپتوفان در جو كم است. اما اسيد امينه سلفوردار مثل متيونين و سيستئين كه در حبوبات كم است ، در جو زياد است. جو به شكل علوفه سبز، كاه و دانه براي دام و احشام مورد استفاده قرار ميگيرد و همچنين در صنايع مالت سازي كاربرد دارد. در بعضي از كشور هاي آسيايي از جو نان نيز تهيه مي شود.

مالت و خصوصيات جو مالت: مالت داراي اهميت غذايي و دارويي مي باشد. مالت به طور عمده از تركيب هيدرات هاي كربن كه تركيبي از سلولز غير قابل حل و نشاسته ، دكسترين، قند ها مي باشد. تركيبات سلولزي در عصاره قابل تخمير مالت حل نمي شود . حدود 60درصد وزن مالت را نشاسته داراي اميلوز و اميلو پكتين تشكيل داده است كه اميلوز به مالتوز و مالتوز به مالتوتريوز ( داراي 3 كربن ) و اميلو پكتين هم به گلوكز تبديل مي شود. در 100 گرم عصاره خشك مالت جو حدود 367 كالري انرژي، 6 گرم پروتئين، 89 گرم قند ها، 3 گرم اب و و ساير مواد معدني وجود دارد. البته تركيب شيميايي مالت جو به نوع رقم ، حاصل خيزي خاك و ... بستگي دارد. در حالت كلي مالت در نتيجه فعاليت انزيم ها در دانه جو جوانه زده و بر روي مواد نشاسته اي ان توليد مي شود. كه فرايند پيچيده انزيمي را شامل مي شود. انزيم ها يا در دانه موجود بوده يا پس از جذب در طي بعضي از فعل و انفعالات يا واكنش هاي پيچيده شيميايي ساخته مي شوند. بيشترين جو كاشته شده براي مالت از ارقام 2 پر مي باشد چراكه پروتئين انها كمتر از ارقام 6 پر بوده و پنجه زني بهتري دارند و از نظر صنايع تخميري بهتر است. كانادا و استراليا بيشترين سهم تجاري مالت رو به خود اختصاص داده اند. جو هايي كه براي تهيه مالت استفاده مي شود بايد قدرت جوانه زني و پنجه زني بهتري داشته باشند و نشاسته زياد و پروتئين كمي داشته باشند.

 

نخود

نخود

نام علمی

: Cicer arientinum نام لاتین : Chikpea تاریخچه نخود : شخصی به نام De condolleوطن اصلی نخود را یونان ،سلسله جبال هیمالیا و در نیمکره شمالی بین شبه جزیره کریمه و اتیوپی مشخص کرده است. واویلوو اعلام می دارد که نخود دارای خاستگاه های متعددی بوده ،جنوب غربی آسیا و مدیترانه را اولین و اتیوپی را دومین مرکز ژنتیکی نخود معرفی نموده است. پوپوآ مراکز ژنتیکی نخودهای دانه ریز را نواحی شرقی مدیترانه و اتیوپی و دانه درشت را به مدیترانه غربی نسبت داده است. نخود دانه ریز Micro sperma نخود دانه درشت Macroma sperma نخود از جمله حبوباتی است که از سالیان دراز در خاورمیانه و خاوردور به مقدار فراوان موارد مصرفی داشته ،مخصوصا فرم های وحشی آن در سوریه و ترکیه به وفور یافت می شود. فرم های وحشی موجود در افغانستان و ایران از لحاظ خیلی از خصوصیات مورفولوژیکی با فرم های زراعی متفاوت بوده اند بعضی از محققین گونه های وحشی نخود موجود در مصر و فلسطین را به عنوان انواع وحشی نخود زراعی طلقی می کنند ولی با عرض یابی منطقه و با علم به مشکلات تولید نخود در مناطق مذکور این تئوری غیر ممکن به نظر می رسد . را به عنوان فرم های وحشی نخود زراعی معرفی کردند کشت نخود در اکثر نقاط جهان از جمله در غرب ،اتیوپی ،یونان در آسیای صغیر ،ترکیه ،ایران ،عراق،سوریه و قفقاز ،در شرق،آسیای میانه کوه های هیمالیا و افغانستان ادامه داشته و ارقام نخود زراعی از این نواحی به سایر نقاط دنیا گسترش پیدا کرده است . مرکز اصلی زراعت نخود 22.65طول شرقی 30.52عرض شمالی می باشد در مراکش 8 درجه طول غربی و 32 درجه عرض شمالی ،در هندوستان و مصر 10-32 عرض شمالی است. سیستماتیک و طبقه بندی نخود اولا طبقه بندی جنس Cicer در سال 1842میلادی از طرف Jaubert & Spach انجام گرفته که با در نظر گرفتن خصوصیات مورفولوژیکی (شکل قرار گرفتن بوته و طرز آرایش برگ )طبقه بندی را انجام دادند. مشخصات یا کاراکترهای مورد بحث در بخش های زیر مورد مطالعه قرار گرفتند و عبارتند از: ساقه علفی،برگ ها بدون زائده Arietaria انتهای ساقه خشبی و برگ ها به شکل خار و دارای زائده Spiroceras ساقه علفی ،برگ ها تاب دار و دارای زائده Viciodes سپس در سال 1859 میلادی Alefeld در مورد برگ های نخود تحقیقاتی انجام داد و جنس نخود را در 3 گروه پیچک دار Cirrhifera برگ مرکب شانه ای با برگچه انتهایی Apiculata جمع آوری کرده است .نخود گیاهی است یکساله و جزء حبوباتی است که منحصرا جهت تولید دانه کشت می گردد و ریشه کم وبیش دارای انشعاباتی بوده و تا عمق 1-2 متر در خاک فرو می رود ،ریشه اصلی ضخیم و ریشه های اولیه ،جانبی در سطح خاک پخش شده و ریشه های ثانویه جانبی در سطوح مختلف قرار دارند توسعه ریشه تا تشکیل دانه ادامه داشته و به همین خاصیت نخود از مواد غذایی موجود در خاک به نحو احسن استفاده می کند همانند سایر لگوم ها در نخود نیز در سطح ریشه های اصلی و جانبی گره هایی به شکل قلوه و مقابل هم قرار دارند شکل بوته در نخود به صورت های عمودی ،نیمه عمودی و یا خوابیده بوده و ارتفاع بوته اصلی به 20تا75 سانتی متر می رسد ب رش عرضی ساقه چهار گوش و توخالی می باشد برگ ها مرکب به طول cm 4-6 و دارای 11 -18 برگچه بیضوی نوک تیز دارای دندانه می باشد و به صورت متقابل قرار گرفته اند . سطح برگچه ها را کرک های ریزی پوشانده که در قسمت های تحتانی بیشتر به چشم می خورد .در محل تلاقی برگ به ساقه تعداد 2-6عدد گوشوارک دندانه دار به طول mm3-11و عرض mm1-6 که به فرم های بیضی شکل و مثلث مایل دیده میشود. سطح کلی اندام های نخود به جزء جام گل یعنی (petal) دارای کرک هایی است که حاوی کیسه های اسید اگزالیگ و اسید مالیک می باشند (طعم ترش نخود) گل ها به صورت خوشه ای منفرد و گاهی 2گل بر روی دمگل نسبتاً بلندی و به طول mm 6-13 که در مرحله گلدهی صاف و هموار بوده و پس از تشکیل میوه به خود می پیچند رنگ گل از خصوصیات بارز ارقام بوده به رنگ های سفید ،سفید مایل به سبز ،صورتی و بنفش دیده می شوند . نیام های نخود به شکل بیضوی متورم بوده که حاوی 1-2 و گاهی 3 دانه می باشند هر بوته نخود به طور متوسط بین 50-150نیام تولید میکند دانه در واریته های مختلف به رنگ های سفید، کرم ،قرمز ،قهوه ای ،سبز ،سیاه و سفید متمایل به زرد دیده می شوند وزن هزار دانه آن نسبت به ارقام بین 110-550گرم متفاوت است ترکیب شیمیایی نخود شرایط اکولوژیکی منطقه و رقم مورد نظر 2 پارامتر مهم می باشند که در تعیین ترکیب شیمیایی نخود نقش بسزایی را بازی میکند جنین 1.2 % کوتیلدون ها،84.2% و پوست دانه 14.6 % وزن دانه را تشکیل میدهد پروتئین و مواد چربی معمولاً به غیر از جنین و مخصوصاً کوتیلدون ها در قسمت های مختلف دانه تجمع یافته اند . پوست دانه شامل مقدار زیادی سلولز و کلسیم می باشد مقدار رطوبت نسبی در نخود بین 8-13% متغیر است . ارزش غذایی و ترکیبات شیمیایی نخود در 100 گرم دانه آن به شرح زیر می باشد: پروتئین 16.4-31.2 کربوهیدرات ها 38.1-73.3% چربی 1.5-6.8% سلولز 1.6-9% کلسیم mg 33-1980آهن mg 3.1-10.7 فسفر mg 45-1363 ویتامین A 21.9-364IU ویتامین B mg 11-56 ویتامین B10.11-0.51mg ویتامین C2.1 – 19 mg انرژی 370کالری . از بین راه های مختلفی که می توان افزایش تولید محصول را مد نظر قرار داد استفاده حداکثر و بهینه از فصل زراعی است که معمولاً فاصله بین آخرین احتمال یخبندان در بهار تا اولین احتمال یخبندان در پاییز تعریف می شود نخود یکی از مقاوم ترین حبوبات نسبت به سرما ست و تا منفی 9 درجه زیر صفر را نیز تحمل میکند(ولی در این مقوله تحمل با مقاومت به سرما متفاوت است) پس نخود می تواند رشد خود را از اوایل اسفند که هوا رو به گرم شدن می گذارد شروع کند اما مشکل موجود این است که رطوبت زمین به علت ریزش های جوی در طول زمستان بالاست و امکان ورود ماشین آلات و کارگر وجود ندارد . پس در صورتی که بتوانیم بذر را در پاییز یا اوایل زمستان و در مواقعی که هوا به اندازه کافی سرد شده باشد که امکان سبز شدن نخود موجود نباشد بذور را زیر خاک کنیم تا زمستان را به همان شکل یا به صورت جوانه زده ولی سبز نشده طی کرده و به محض مساعد شدن هوا رشد و نمو خود را شروع خواهد کرد . هدف از این بررسی ارزیابی این نوع کشت (کشت انتظاری) بوده و در واقع بهترین تاریخ کشت نخود را مشخص خواهد کرد سازگاری نخود Addaptation)) 1) توقعات خاکی : نخود جزء حبوباتی است که در تیپ های مختلف خاک می تواند رشد کند که این خاصیت موجب تغییراتی در شکل ظاهری (Habitus) گیاه می شود . واریته های (ارقامی) که در خاک های خشک کشت می شوند دارای شاخه های کمتر ،پاکوتاه که گلدهی و تشکیل دانه در آنها 4 ماه به طول می انجامد در صورتی که در خاک های مرطوب و سنگین دوره رشد رویشی طولانی تر شده و شاخه دهی افزایش پیدا کرده و لذا رشد زایشی به تأ خیر خواهد افتاد. در خاکهای حاصلخیز اگر مقدار رطوبت خاک خیلی بالا باشد افتی در تشکیل دانه روی میدهد PH مناسب جهت نخود بین6-9 بوده ومحصول خوبی تولید می شود که د ر این میان ،فزونی کلسیم در خاک ،تأثیرات منفی در کیفیت پخت دارد و به مقدار کلسیم تجمع یافته در پوسته دانه بستگی دارد. 2) تنوعات اقلیمی (کلیماتیک Climatic) : Koinovl 1988 مقاومت برخی از ارقام نخود را در منفی 29 درجه زیر صفر و زیر 5 سانتی متر ضخامت برف و بدون پوشش و 12.9درجه سانتی گراد گزارش گردیده است که البته این درجه مقاومت فقط در دانه های تازه جوانه زده مشاهده شده است. نخود بین دماهای 15-30درجه قابلیت جوانه زنی داشته ولی درجه حرارت بهینه جهت تحقق امر جوانه زنی 20درجه خواهد بود دماهای اصلی Cardinal Temperature: Max 30 Optimum 20 Min 15 درجه حرارت های بالا در نخود رشد رویشی را تشدید کرده و تعداد برگ ها افزایش می یابد به عنوان مثال در دماهای 12-20 گیاه 13-14برگی بوده که این مقدار در درجه 27-35 به 19-23 برگ افزایش پیدا میکند . نخود در مراحل اولیه رشد 29-32درجه در روز و 21-24درجه در شب را پذیرا می باشد . در پریودهای بعدی رشد و مراحل گلدهی درجه حرارت مطلوب در روز 29-26 و در شب 18-21 درجه متغیر می باشد . لازم به یاد آوری است که حداقل درجه حرارت مناسب نخود 5 (پنج) درجه سانتی گراد می باشد .در مناطقی که رطوبت خاک کافی است نیازی به آبیاری نیست و از سویی باران های بیش از معمول زیان آور است و عموماً در مدت گلدهی وجود باران و رطوبت فراوان از عوامل ضد تولید بوده و باعث عدم تهویه در خاک گشته و تأثیرات منفی در گلدهی و تشکیل دانه (میوه) دارد. بسته به شرایط فیزیکی خاک ،باران های خفیف یا آبیاری سبک در مراحل رشد رویشی از شرایط ایده آل نخود می باشد. زراعت نخود این گیاه نیاز مبرمی به لایه سست و خاک بسیار نرم ندارد و در خاک های با بافت سنگین ،جوانه زنی اش به خوبی انجام می گیرد و خاک های خیلی نرم و فشرده ،مانع مکانیزم جوانه زنی میشود ،نخود نیز ،مانند دیگر حبوبات ،دارای ریشه های عمیق بوده و به این جهت در بستری که عملیات آماده سازی به خوبی انجام نشده نفوذ کرده و به این وسیله در اصلاح طبقات خاک ،نقش خوبی را ایفا خواهد کرد . عمق شخم برای نخود بین 5-10 سانتی متر در نوسان است. در خاک های سنگین که تهویه به خوبی انجام نمی گیرد و بیماری های خاکزی وجود دارد ،شخم عمیق توصیه نمی شود . زمان مناسب کشت در مناطقی که دارای زمستان های خیلی سرد هستند در اواخر زمستان یا اوایل بهار و در نواحی با زمستان ملایم کشت پاییزه مرسوم است. معمولاً در نقاط گرمسیر مانند استان های خوزستان و فارس در پاییز کشت نخود متداول است و برداشت آن در اواخر اسفند یا اوایل فروردین می باشد . کشت نخود به 2 روش سنتی یعنی دست پاش (Broadcasting) و مکانیزه (بذرکاری Drilling) انجام می گیرد. در کشت دست پاش پس از آماده سازی بستر بذر را به طور تصادفی پاشیده و سپس عمل ماله کشی انجام میشود .از این روش ساده در دیمکاری استفاده میشود در نتیجه بذر مصرفی بیشتر خواهد بود و 100-120kg /he میزان بذر میشود اما در کشت مکانیزه فواصل خطوط کشت 25-30cm و فواصل بوته در روی ردیف های کشت 10-15cm متفاوت است . نتایج آزمایشات مختلف در کشور های بلغارستان و روسیه ثابت کرده است که در فواصل 15 cm بیشترین بازدهی حاصل شده است. در خاورمیانه و اکثر کشورهای حوضه مدیترانه فواصل خطوط کشت 30-80cm است . میزان بذر مورد نظر در این روش کشت به وزن هزار دانه بستگی دارد اگر وزن 1000دانه 120گرم باشد میزان بذر بین kg48-72 و بذور دارای 200 گرم وزن هزار دانه میزان بذرشان kg/he80-120 متغیر است. مناسب ترین عمق کشت در نخود 5-6 سانتی متر بوده و اگر این میزان رعایت نشود گلدهی به تأخیر افتاده و کاهش محصول را به همراه خواهد داشت معمولاً 10-12روز بعد از کاشت خروج گیاهچه ها شروع میشود و کوتیلدون ها در داخل خاک باقی می مانند (نخود درون خاکی یا هیپوجیل است) چون گیاه نخود نیز BNF میباشد لذا استفاده از کودهای شیمیایی ازته توصیه نمی شود معمولاً کمبود ازت با تغییر رنگ گیاه مشخص می شود در کشت زود هنگام 30 کیلو در هکتار کود ازته جهت تشکیل دانه ضروری است که به صورت های آمونیوم سولفات وآمونیوم نیترات استفاده می شود مقدار کود فسفره 20-60kg /he است . مصرف کودهای حیوانی در زراعت نخود فقط در خاک های فقیر و شنی توصیه میشود و استفاده از این نوع کود در خاک های حاصلخیز و معمولی موجب تشدید بیماری پژمردگی یا فوزاریوم Fusarium میشود . باکتری مخصوص تولید گره در ریشه های نخود تاکنون به صورت واضح مشخص نشده است ولی شخصی به نام Arozzol 1 948گونه باکتری نخود را ریزوبیوم سی سری Ciceriنامگذاری کرده است . در آزمایشاتی که در خاک های رسی و معمولی انجام گرفته با تلقیح باکتری ،افزایش 37-74% در محصول دانه به اثبات رسیده و از سویی آلوده کردن بذر با باکتری در بالا بردن نسبت پروتئین در دانه به میزان 5.4 % گزارش گردیده است. عملیات داشت نخود 1)در مرحله اول، وجین و مبارزه با علف های هرز در مزرعه نخود انجام میشود. خاک دادن پای بوته ها به علت پرشاخ و برگ بودن گیاه به ویژه در ارقام پا بلند ضروری است و در کشت سطحی نخود پس از خروج گیاهچه وقتی ارتفاع بوته به Cm 20-25 رسید مقداری خاک پای بوته ها می ریزند. عملیات وجین و سله شکنی در مزارع نخود لازم و معمولاً توأماً انجام می گیرد و 3-4 هفته پس از کاشت ،وجین سطحی بین ردیف ها در بالا بردن محصول موثر واقع خواهد شد و در صورت لزوم 3-4 هفته بعد این کار تکرار خواهد شد. کنترل شیمیایی علف های هرز در مزارع نخود نیز مقرون به صرفه می باشد.علف کش هایی همچون Prometryne 2 – 3 kg/he Simasin 2 kg/he شخصی به نام Koinovدر سال 1988 م. جهت کنترل علف های هرز به هنگام آماده سازی بستر بذر در شرایط کشور بلغارستان آن را مطرح کرد.در نتیجه تطبیق این مواد شیمیایی کنترل علف های هرز به نسبت 83 % و مقدار محصول به میزان 50% افزایش یافت. آبیاری نخود : در کشت این گیاه آبیاری ،محصول را ضمانت میکند اما به اشباع بیش از حد خاک ،باید دقت داشت زیرا تجمع آب ،پژمردگی در گیاه را تسریع می بخشد . در اسپانیا ،فرانسهو مکزیک ،مزارع نخود 2-4 بار به روش شیاری آبیاری میشوند . آبیاری های مکرر ،موجب کاهش محصول ،افزایش رشد رویشی و تأخیر در رسیدگی فیزیولوژیکی می شود . طبق بررسی ها، در شرایط رطوبت کم هر 14 روز یکبار آبیاری در ازدیاد محصول واریته های دانه درشت موثر خواهد بود. برداشت نخودHarvesting ه طور کلی نسبت به ارقام ،رشد کامل نخود از 95-150روز به طول می انجامد از آنجایی که نیام های نخود از هم باز نشده و ریزش نمی کنند لذا مشکلی در برداشت آن وجود ندارد و این فرآیند را تا رسیدگی کامل و خشک شدن تمامی گیاه می توان به تأخیر انداخت. برداشت با دست و یا با کمباین امکان پذیر است ،در برداشت سنتی ساقه ها را با داس از نزدیکی سطح خاک درو کرده و یا بوته ها را از ریشه در می آورند و مدتی برای خشک شدن در محلی نگهداری کرده و سپس جهت دانه و کلش اقدام به خرمن کوبی مینمایند. توده های بوته نخود ،که برداشت شده باید طوری روی هم ،انباشته شوند که قسمت های ریشه رو به بالا قرار گرفته تا نیام های موجود در بخش زیرین نیز به خوبی خشک شوند . ارقامی از نخود را که مناسب برداشت مکانیزه می باشند باید دارای خصوصیات مطلوبی نظیر فرم بوته ایستاده ،ارتفاع بلند بوته و زیاد بودن فاصله اولین نیام از سطح خاک باشند. راندمان نخود در شرایط دیم 419 و در شرایط آبی 1125کیلوگرم در هکتار است. انبار کردن نخود نگهداری در اماکنی که دارای تهویه مناسب باشند امکان پذیر بوده و به دقت کافی نیاز دارد . مقدار رطوبت دانه 8-14% دمای پایین و رطوبت نسبی کم جهت حفظ نیروی حیاتی بذر در انبار ضروری است. طبقه بندی نخود از خصوصیاتی که در طبقه بندی نخود مورد توجه قرار می گیرد و از اهمیت اقتصادی برخوردار است می توان به رنگ و فرم دانه اشاره کرد ، 1)نخود کابلی (دانه درشت): هر نیام دارای 1-2 بذر درشت بوده ،وزن هزار دانه آن بیش از 250گرم می باشد .ارتفاع گیاه متوسط تابلند و بدون آنتوسیاتین یعنی رنگ گل ها سفید می باشد ، نیام ها استوانه ای دراز ،و متورم و دانه ها درشت mm 8 وکم وبیش دارای رگه می باشند.اکثرواریته های نخود جهان ازاین نوع اند. 2)نخودمحلیMicrocarpum: دارای بذوری کوچک به اشکال نامنظم به رنگ های متفاوت می باشد هر غلاف دارای 3-2 بذر بوده گیاهی است پاکوتاه و دارای ماده رنگی آنتوسیاتین نخود های دانه سیاه متعلق به این گروه بوده و از لحاظ مقاومت به آفات و بیماری ها نسبت به نخود های کابلی برتری دارند.

علف کش

انواع علف كش هاي جذبي از نظر نحوه نفوذ به داخل گیاه:

 

الف) : علف كش هاي سيمپلاستيك

 

مسير سيمپلاست مسيري است پيوسته كه از سلول هايي با پرتو پلاسم زنده تشكيل شده است و چون سلولها از طريق مناقد پلاسمود سما تا با هم ارتباط دارند، يك مسير پيوسته بوده و مسير آوندهاي آبكشي را شامل مي شود . اين نوع علف كش ها كه از علف كش هاي برگ مصرف  محسوب مي شوند :

 

·        بيشتر روي شاخه و برگ ها علف هاي هرز جوان پاشيده مي شوند .

 

·  از طريق كوتيكول روزنه ها محل نيش حشرات به داخل اندام گياهاني نفوذ مي كنند.

 

·        اگر در سطح خاك پاشيده شونده از طريق ريگ جذب مي شوند.

 

ب) علف كشهاي آپوپلاستيك

 

مسير آپو پلاست مسيري است كه بيشتر از سلولهاي غير زنده تشكيل شده همان مسير آوندهاي چوبي يا مسير حركت آب و املاح از ريشه است .

 

اين علف كش ها اصطلاحاً علف كش هاي خاك مصرف ،محسوب مي شوند .

 

·  وجود رطوبت در خاك در حد طرفيت مزرعه اي در افزايش تاثير آن نقش مهمي دارد .

 

·  وقتي يك علف كش آپو پلاست روي شاخه و برگ پاشيده مي شود بعد از جذب از طريق آوند چوبي به طرف بالا حركت كرده و همانند علف كش هاي تماس عمل مي كند .

 

·        اين علف كش ها كم ترين تاثير را در خاك هاي خشك دارند .

 

ج) علف كش هاي آپوسيپلاستيك : 

 

علف كش هاي آپوسيمپلاستيك علف كش هايي هستند كه از هر دو مسير آپو پلاست و سيمپلاستيك حركت مي كنند و مي توان آن را روي خاك يا روي شاخه درختان بكار برد مانند دالاپون ، پيكلورام